جديدترين اخبار و مقالات پيرامون افغانستان  

 

   Fresh News & Article About Afghanistan

چاپ صفحه

 شیوه جنگ در افغانستان اشتباه است!

سیدموسی رفیع ‎زاده

(سه شنبه >29ثور 1388)

 بیش از 7 سال جنگ در افغانستان، هیچ گاه نتوانست خواسته های ملت و دولت افغانستان را برآورده سازد، چون این جنگ که فعلا در کشور جریان دارد، هیچ یک از طرفین درگیر هیچ یک از قوانین بین المللی و قواعد جنگی را مراعات نمی کنند.
دو طرف فقط دوست دارند، به هر طریقی که شده به دیگری صدمه و آسیب وارد کنند، هیچ فرقی نیز ندارد که این صدمات به مراکز نظامی آن ها باشد و یا این که در یک روش به نظر خودشان بهتر، هرکدام به نوبه خود، حتی با کشتن و تلف کردن غیرنظامیان نیز به طرف مقابل خود آسیب وارد نمایند.
اگر از یک طرف نیروهای به اصطلاح القاعده و سایر تروریستان با حملات انتحاری با از بین بردن و یا حتی شاید فقط زخمی کردن یک عسکر خارجی و یا عسکر داخلی، غیرنظامیان را از بین می برند، از سوی دیگر همین عملکرد در میان نیروهای خارجی نیز وجود دارد، آن ها هم با یک حمله و بمباران هوایی، ده ها انسان بی دفاع و بی گناه را در مقابل از بین بردن یک طالب و یا تروریست، تلف می کنند.
بزرگ ترین چالش؟
طی این 7 سال جنگ برای مردم افغانستان که در واقع هیچ کدام از این انسان ها دل خوشی از جنگ ندارند، آن قدر مشکل از جانب طرفین درگیر به وجود آمده که حتی گاهی اوقات این سوال به وجود می آید که آیا چنین جنگی که در افغانستان جریان دارد، با همین روش بمباران هوایی نیروهای خارجی اصلا به شکل درست در حال حرکت است و آیا می توان با این شیوه جنگ در افغانستان به موفقیت نائل آمد؟
جنرال ظاهر عظیمی، سخنگوی وزارت دفاع می گوید، در حال حاضر بزرگ ترین چالشی که در همه عرصه های امنیتی پیش رو داریم، مسئله تلفات غیرنظامیان است و این به حدی عمق و گسترش پیدا کرده که برای همه، نه تنها دولت، مردم و پارلمان، بلکه روی خود خارجی ها هم تأثیر داشته و طوری که می بینید تصامیمی گرفته می شود، تا به شکلی از اشکال این تصور را ایجاد کنند که همه نسبت به تلفات ملکی نگران هستند.
جنگ نامنظم!
به گفته عظیمی، نکته ای که باید به آن توجه کرد، نسبت به نوع جنگی است که در افغانستان جریان دارد، یعنی جنگ های نامنظم. در این نوع جنگ ها تعداد قوا، قدرت و توانایی های تکنالوجیکی و... مطرح نیست، فقط در این نوع جنگ، پیروزی ازآن کسی است که حمایت مردم را داشته باشد. خود به خود تلفات ملکی، دستگیری های خودسرانه یا بازرسی منازل توسط قوای خارجی، بدون درنظرداشت عنعنات مردم افغانستان، این حمایت مردمی را کاهش می دهد. کاهش این حمایت، خطر بزرگی را به دنبال دارد، لذا ما همه باهم کار می کنیم که بتوانیم به شکلی از اشکال، تلفات ملکی را به حداقل برسانیم تا برای مردم و جامعه جهانی قابل پذیرش باشد، هرچند که جنگی بدون تلفات ملکی در تاریخ نبوده است. بعضی وقت ها که یک حادثه به وجود می آید، آن قدر تأثیر ایجاد می کند که هیچ پیمانه ای نمی توان برای آن در نظر گرفت.
شیوه جنگ؟
نورالحق علومی نماینده قندهار در ولسی جرگه در این مورد گفت: «شیوه جنگی که فعلا در افغانستان جریان دارد، یک شیوه نادرست است، بزرگ ترین نیروهای جهان را آوردیم تا در مقابل یک تعداد افرادی که به صورت پارتیزانی، گوریلایی و گروه های کوچک می جنگند، قرار بگیرند.»
وی ادامه داد، امروز بزرگ ترین اسلحه خود را در برابر یک دهشت افکن یا گروه کوچک که تا به حال هیچ گروه داخلی آن از 10، 20 و یا هم 50 نفر بالاتر نرفته، به کار می بریم که این راه، خطا است.
اردو برای جنگ منظم!
علومی اظهار داشت، اردوها برای جنگ های منظم ساخته شده اند، جنگ هایی که در آن از جبهات گرفته تا خطوط اول و آخر جنگ و حتی مراکز تمویل نیروها مشخص می باشند. اگر اردوهای منظم و یا کشورهای منظم، توسط اردوهای خود باهم می جنگند، از خط اول تا آخر جبهه نیز می تواند هدف باشد. نظامیانی که در خط اول، دوم و سوم هستند، عمق تاکتیکی و بالاخره عمق استراتیژیکی دشمن نیز می تواند بخشی از اهداف باشند، به آن دلیل ما قوی ترین اسلحه را لازم داریم، همان طور که توپ، تانک، و راکت های دوربرد و نزدیک برد به کار است، قوای هوایی هم لازم است.
جنگ اصول دارد!
علومی در ادامه اظهار داشت، یک اصل دیگر در جنگ این است، در عمقی که رسیده نمی توانیم، ولی می خواهیم تأثیرات خود را بگذاریم، آن عمق شاید در یک کیلومتری باشد، شاید هم در 5 کیلومتری یا 50، 100 و 500 کیلومتری. در آن جا باید علاوه بر این که مراکز اکمالاتی دشمن را مورد حمله قرار دهیم، راه های مواصلاتی، فابریکات اسلحه سازی یا امثال آن که در تدارکات نیاز است و به درد می خورد که اردوی های منظم را در وقت و زمانش از آن طریق اکمال کنند یا مراکز اتصالی دشمن است، این ها شاید همه اهداف باشند که در مقابل، آن ها را باید از بین ببریم و یکی از وسایلی که می توانیم استفاده کنیم، قوای هوایی است، چراکه میدان های هوایی دشمن و هم چنان فابریکات اسلحه سازی آن ها مراکزی هستند که برای از بین بردن آن ها نیاز به قوای هوایی وجود دارد، به این دلیل که وظیفه داریم، آن ها را از بین ببریم.
وی ادامه داد، برای از بین بردن این امکانات دشمن، وسایل هوایی را باید در اختیار داشته باشیم، طیارات دشمن، مناطق دافع هوای دشمن، میدان های هوایی دشمن، بیس های اکمالاتی دشمن، خواه نظامی است، خواه غیرنظامی و... حتی شاید از بین بردن یک پل مواصلاتی وظیفه قوای هوایی باشد، چرا که نباید بگذاریم که از آن اکمالات کند، قوا بفرستد و تسلحیات را تکمیل کند، پس در جنگ های منظم قوای هوایی بیش تر وظیفه دارند که اول تعرضات یا حملات هوایی دشمنان را دفع نمایند، اما در این جنگی که حالا ما با طالب یا با دهشت افکن داریم، نیاز به قوای هوایی و اسلحه بسیار پر قدرت نیست.
جنگ، زاییده دهشت افکنان!
عظیمی نیز در ادامه در مورد دلایل ایجاد جنگ می گوید: «جنگ را ما ایجاد نمی کنیم، بلکه بیش تر این دهشت افکنان هستند که جنگ را ایجاد می کنند. از قول یکی از مقامات امنیتی نقل می کنم که می گفت: «یکی از سران طالبان که مرتبط با القاعده است و اخیرا از زندان گونتانامو آزاد شده بود، در جلسه ای در پاکستان می گفت که ما باید ساحه جنگ را به فلان منطقه برسانیم، کسی در همان محفل می گوید، مردم منطقه با ما همکاری نمی کنند، قوماندان به جواب می گوید، بروید پشت خانه مردم، بالای نیروهای خارجی فیر کنید و آن ها هم بمباران می کنند و یک تعداد نفر شهید می شوند و در نهایت مردم همراه شما متحد می شوند».
کمک به پروژه دشمن!
سخنگوی وزارت دفاع در ادامه افزود، از یک طرف دهشت افکنان کوشش می کنند تا از تلفات ملکی به عنوان یک پروژه استفاده کنند نه به عنوان یک حادثه. بلکه این را تبدیل به یک پروژه کردند که در استراتژی شان نهفته است و از هر شکل ممکن ما را در موقعیتی قرار می دهند که تلفات ایجاد شود. از طرف دیگر بی احتیاطی هایی که قوای بین المللی در افغانستان می کنند، باعث می شود که به همین استراتژی که طالبان طرح کردند، پاسخ مثبت بدهیم، اگر هماهنگی های بیش تری بین ما و قوای خارجی صورت بگیرد، اگر اطلاعات و راپورهای اوپراتیفی شریک ساخته شود، بررسی شود و بعد از بررسی، پاسخ داده شود، اگر حوصله تاکتیکی بیش تری به خرج داده شود، به این معنی که می فهمیم، در این ساحه دشمن وجود دارد و می خواهد از سپر انسانی استفاده کند، نباید به طرف بمباران برویم، باید به طرف عملیات زمینی برویم و محاصره کنیم، البته دقیق. باید حوصله مندی به خرج بدهیم، پیش روی کنیم و ساحه را پاک سازی کنیم.
از دست دادن حمایت مردمی!
عظیمی سپس خاطرنشان ساخت، امروز و همین لحظه تلفات ملکی یک پروژه دشمن است، ما اگر طوری علمیات کنیم که تلفات ملکی به بار بیاورد، از طرفی به پروژه دشمن کمک کردیم و از طرف دیگر حمایت مردم را از دست دادیم و اگر حمایت مردم را از دست بدهیم، به صراحت می گویم که هیچ قوایی با هر قدرت و تکنالوجی منهای حمایت مردم، موفق نیست. این نتیجه ای است که رسیده و باید جلوگیری شود، در غیر آن فاجعه به وجود می آید.
قوای هوایی نه!
در عین حال علومی در مورد ابزار جنگ در برابر طالبان اظهار داشت، بله در برخی جنگ ها نیاز به قوای هوایی است، اما نه با یک طالب، 10 یا 50 طالب. اگر ما چنین سلاح هایی را در کنار چنین قدرت بزرگی، در مقابل چنین اهداف کوچکی به کار بگیریم، این اهداف کوچک خود را در بین سپرهای انسانی پنهان می کنند و افراد بی گناه صدمه می بینند و به همین دلیل است که در ظرف 7 سال ما فقط توانستیم طرف طالبان را تقویت کنیم، یکی از عوامل تقویت طالبان همین بمباران های هوایی و همین عدم دقت ما در عملیات ها بوده است.
این مردم، افغان هستند!
وی خاطرنشان ساخت، ما به خاطر این که یک تعداد دهشت افکن را از بین ببریم، در کنارش صدها و هزاران انسان دیگر را وادار ساختیم که از صف همکاری با دولت جدا شوند و به صف مخالفین دولت بپیوندند. باید توجه داشت که این جا مردم افغانستان هستند، یقین داشته باشیم که اگر کسی با مردم افغانستان دشمنی کند، این مردم با دشمن دیگر خود می سازند و دشمن سوم را از بین می برند.
شیوه تغییر یابد!
به گفته نماینده قندهار، خارجی ها باید در شیوه های خود تغییر بیاورند، اول باید اداره سالم به وجود بیاورند که مردم از ما متعزب نشوند و باعث نشویم که مردم از دولت فاصله بیگرند، چراکه خود فاصله گیری مردم از دولت، به تقویت دشمن کمک می کند. دیگر اگر به جنگ کمر می بندیم و به جایی می رویم و دشمن را تشخیص می دهیم، باید دقیق کار کنیم. ببینید در بین یک قریه، یک، 10 یا 50 طالب می آید، اما درآن قریه 50 فامیل یا حتی 5 فامیل است، آیا ضرور است که ما 5 فامیل را از بین ببریم، یا یک طفل، یک زن و مرد یا یک پیر و جوان را از بین ببریم، تا بتوانیم آن مثلا 50 طالب را نیز بکشیم، نه چنین چیزی قابل قبول نیست.
7 سال گذشت!
وی می افزاید، این روزهای اول و دوم نیست که بمباران هوایی می شود، 7 سال است که چنین وضعیتی جریان دارد، باید تاکنون تدابیر روی دست گرفته می شد، قوای افغانی زیاد می شدند، در پهلوی آن قوای خارجی را به دقت بیش تر و هماهنگ ساختن در کارها تشویق می کردیم، همان هماهنگی که باید در بین خود نظامی ها باشد، داخلی و خارجی. همان طور با مردم و سایر نهادها کارها را هماهنگ می ساختیم که چه طور یک هدف را با شتاب زده گی از بین نبریم، اول باید روی گزارش ها و راپورها، دقیق مطالعه و تحلیل شود و بعد از تحلیل، دقت و ارزیابی، به یک نقطه ای برسیم که چه طور این هدف را از بین ببریم، حال باید برای آن تدابیر بیندیشیم، یکی تدابیر عاجل است که می توان از دوست و دشمن، همه را به خاک و خون کشید و این ساده ترین و احمقا نه ترین راه ممکن است.
زمان نیاز است!
علومی افزود، باید برای تدابیر زمان کمایی شود، ابتدا دشمن را محاصره کنیم، قوای پیاده خود را، زره دار خود را طوری برسانیم که ما وظیفه و نتیجه ای را که حالا در ظرف یک ساعت به دست می آوریم، کوشش شود در عرض یک هفته و یا 10 روز به دست بیاوریم، اما نتیجه قطعی باشد که دوست را نجات بدهیم و دشمن را به سرنوشتش مواجه سازیم که این کار تا حالا هیچ نشده و کسی برای آن ارزش قائل نشده است، اگر دشمن را محاصره کنیم و آهسته آهسته پیش برویم و از یک دیگر جدا کنیم، شاید امروز عوض این که آن ها را به نام طالب از بین برده ایم، هزاران طالب زنده به دست می داشتیم و به چنگال قانون می سپردیم که چنین کاری را تا حالا ما به درستی انجام نداده ایم و فقط اگر بسیار نمونه های کوچکی باشد و نمونه های افغانستان شمول و عام، وجود ندارد.
خارجی ها مدنظر قرار دهند!
هم چنین جنرال ظاهر عظیمی در مورد تغییر نحوه عمل کرد نیروهای خارجی در کشور گفت: می خواهم بگویم که باید به هر قیمت ممکن، اگر قوای خارجی قصد حمایت از مردم را دارند و می خواهند که کمک کنند و جنگ علیه تروریسم را به موفقیت برسانند، باید از چند عامل دست بکشند و چند عامل دیگر را مورد استفاده قرار دهند.
1ـ از تلفات ملکی، دستگیری خودسرانه، بازرسی منازل و برخوردهای نامناسب باید کاملا جلوگیری به عمل آید.
2ـ تمام تمرکز بالای قوت های افغان بیاید. قوت های افغانستان به حدی از لحاظ کمیت و کیفیت تقویه شوند، تا به جایی برسند که خودشان بتوانند کارها را انجام دهند. آن چه امنیت افغانستان را تضمین می کند، یک قوت ملی است که می تواند امنیت داخلی را تأمین کند، وظایف عنعنوی و حفظ تمامیت ارضی و حاکمیت ملی را تأمین کند و بیلانس قوا در منطقه ایجاد کند، اگر روحیه دفاعی در چارچوب دوکتورین دفاعی ما به گونه ای باشد که خودمان بتوانیم دفاع کنیم، کشورهایی که می خواهند مداخله کنند، مداخله نمی کنند.
3ـ فشار بالای مراکز تولید، تمویل و تجهیز دهشت افکن در بیرون از مرزهای افغانستان صورت بگیرد تا آن ها از بیرون، به داخل افغانستان آمده نتواننند تا ده ها تروریست را تربیه کنند و گروپ وار وارد افغانستان کنند تا عملیات را در داخل کشور انجام دهند.
در برابر هر سلاحی خودش!
علومی در مورد چه گونه گی جنگ در افغانستان خاطرنشان ساخت: «یک مثل است که می گوید، در مقابل هر سلاح بهتر است تا خودش را استعمال کنیم، جنگ های چریکی را جنگ های چریکی. این جنگ ها نیاز به قوی ساختن کشف و استخبارات دارد، مراقبت کردن، کمین گرفتن، راه هایی مواصلاتی دشمن را قبل از وقت تحت مراقبت قرار دادن و... از دیگر نیازهای چنین جنگی است، این کار از سرحدات کشور شروع می شود تا سرحدات یک قریه. اگر این ها را دوام دار تحت کنترول بگیریم و مراقبت کنیم، شاید همان طور که چریکی حمله می کنند، ما نیز همان طور چریکی آن ها را به دام بیندازیم. ما نباید بگذاریم که آن ها به داخل یک جمع مردم برسند، وقتی به داخل مردم وارد شدند، باید با همان دقت، دوراندیشی و حوصله مندی آن ها را دستگیر کرده، به چنگال قانون بسپاریم نه این که همراه آن ها بی‎گناهان را نیز بکشیم.»
امنیت یک بعد ندارد!
به گفته عظیمی، تنها بعد امینت، نظامی نیست، اگر مسایل امنیتی را به مقیاس صد بگیریم، می توانیم 30 فی صد آن را به بخش نظامی بدهیم و 70 فی صد آن را فقر، بازسازی اقتصادی، حکومت داری خوب، حمایت از مردم، کمک به مردم، بلندرفتن سطح سواد، مبارزه با موادمخدر و... تشکیل می دهد که باید به این عرصه ها رسیده گی کامل صورت گیرد.
کار، صفوف دشمن را خالی می کند!
سخنگوی وزارت دفاع ادامه داد، یک نفر می گوید از جوانانی که در کانکور بی نتیجه مانده اند، در عرصه های مختلف استفاده شده است، چرا جامعه جهانی بالای تحصیلات عالی و پوهنتون ها کار نمی کند تا بتوانیم تعداد بیش تری را جذب کنیم. فقر امروز بی داد می کند. یک تن که ارتباط نزدیک با طالبان داشت، می گفت که زمان نیشتر زدن تریاک، تعداد پرسونل طالبان بسیار پائین می آید. این معنی این را می دهد که موضوع، موضوع فقر است، وقتی کار پیدا شد، صفوف دشمن خالی می شود، این ها نقاط مهمی هستند که باید به طور عمیق به آن ها توجه شود.
مردم معتقد می شوند!
علومی در مورد فواید تغییر شیوه جنگ گفت: «تغییر شیوه جنگ، پی آمدهای مثبت زیادی دارد، مردم مطمئن می شوند که ما توان مند هستیم، می توانیم خوب را از بد و دوست را از دشمن تفکیک کنیم، مردم معتقد می شوند که ما گویا این توان و حوصله مندی را داریم که بتوانیم با بسیار دقت چنین افرادی که امروز به حیات مردم زیان می رسانند را همان طور با دقت تشخیص کنیم و به دست آوریم. مردم به این اعتماد پیدا می کنند که امروز جامعه جهانی که به همکاری دولت آمده، واقعا به خاطر آوردن ثبات و امنیت کار می کند، برای بقا و رشد عدالت، دموکراسی و قانون کار می کند و به خاطری که واقعا افغانستان دارای حاکمیت ملی باشد، کار می کند، نه به خاطر اهداف خود، نه برای پایگاه سازی، و نه برای ماندن دائمی در افغانستان و نه این که هیچ ارزشی برای مردم افغانستان قائل نباشد.»
به گفته وی، مردم معتقد می شوند که خارجی ها آمده اند تا حیثیت و حرمت این کشور که مربوط به مردمش می شود را حفظ کنند، نه این که تنها اهداف خود را به دست بیاورند و ارزشی به حال مردم قائل نباشند.
علومی در پایان تاکید کرد، یگانه وسیله ای که عمدتا درکنار کارهای نظامی که در جنگ مواضع خود را حفظ می کند، می تواند به موفقیت در این جنگ کمک نماید، جلب حمایت مردم است، باید به مردم اطمینان دهیم که ما دارای توان و اراده هستیم، البته باید اذعان داشت که چنین توان و اراده ای در این دولت و همکاران شان دیده نمی شود.
به این ترتیب می توان گفت که شیوه جنگ در افغانستان باید تغییری اساسی نماید، چرا که این شیوه بیش از این که مردم را به سوی دولت و جامعه جهانی بکشد، باعث دورترشدن مردم از این نیروها خواهند شد و برعکس، مردم به صفوف مخالفین دولت افغانستان خواهند پیوست.
تا زمانی که کشتار غیرنظامیان حال با هر روش و شیوه ای و از سوی هرکسی ولو طالب باشد یا نیروهای خارجی، ادامه یابد و بیش تر راهی باشد تا القاعده از این طریق، دولت و جامعه جهانی را بکوبد و مردم را به سوی خویش جلب نماید، مردم نمی توانند به دولت و جامعه جهانی اطمینان پیدا کنند.
پس باید با جلوگیری از کشتار غیرنظامیان، جلوگیری از تلاشی های خودسرانه منازل افغان ها و جلوگیری از کل عملیات هایی که باعث رنجش مردم افغانستان می شود، ابتدا حمایت مردم را جلب کرد تا در نهایت بتوانیم واقعا در جنگ افغانستان به پیروزی دست یابیم.

بازگشت به صفحه قبلی

   جديدترين اخبار و مقالات پيرامون افغانستان  

 

   Fresh News & Article About Afghanistan ble>