جديدترين اخبار و مقالات پيرامون افغانستان  

 

   Fresh News & Article About Afghanistan

چاپ صفحه

‏‏پس از 8 سال حضور در افغانستان؛

«نوده» آمريكا هم پيوند نشد

 

سيدموسي رفيع‌زاده

 

(چهار شنبه > 15 ميزان 1388)

 

دقيقا 8 سال از حضور نظامي جامعه جهاني و آمريكا در افغانستان مي گذرد. 7 اكتوبر سال 2001 بود كه «فيل آمريكا ياد افغانستان» كرد و آمريكايي ها رضايت  سازمان ملل را نيز براي تهاجم و ورود به افغانستان به دست آوردند.

در اين بين مردم افغانستان نيز به دليل ظلم و ستم فراواني در كه دوره خفقان طالبان تحمل كرده بودند، اين بار نه به مخالفت كه به حمايت از حضور بيگانه گاني دوست نما در كشور پرداختند.

هنجارشكني افغان‌ها

افغان ها از زمان هاي بسيار دور، با حضور و لشكركشي بيگانه گان به جهاد برخاسته اند و هرگونه حضور خارجي ها در كشور را نفي كرده اند. از انگليس گرفته تا شوروي كه هريك در زماني كه «فيل شان ياد افغانستان» كرده بود، از ابرقدرت هاي عصر و زمان محسوب  مي شدند و با حضور در افغانستان از عرش به زير افتادند و حتي به ورطه نابودي و فروپاشي پاي گذاشتند.

اما براي آمريكا در سال 2001 اوضاع فرق داشت. ابرقدرتي بود كه با درنظرداشت وضعيتي كه طالبان بر كشور حاكم ساخته بودند، از حمايت قشر عظيمي از مردم افغانستان برخوردار بودند. البته لازم به يادآوري است كه مردم افغانستان به اين باور، اميد و عقيده بودند كه شايد اين بار حضور بيگانه گان تا حدودي براي افغان ها و افغانستان نيز مفيد و موثر واقع گردد و خط بطلاني باشد بر جنگ ، ناامني و نابه ساماني.

خوب 8 سال از اين حضور گذشت و روز به روز آمريكا در اين جنگ خود را تنها و تنهاتر احساس مي كند كه اين مسئله نتيجه خودخواهي بيش از حد آمريكايي ها در افغانستان  مي باشد. در نگاهي گذرا به وضعيت كشور مي توان اشتباهات يا دست آوردهاي آمريكا در افغانستان را در مواردي محدود خلاصه كرد.

رها كردن طالبان!

رها كردن طالبان با اين خيال كه ديگر اين گروه نمي تواند روي پاي خود بايستد، از بزرگ ترين اشتباهات آمريكا در افغانستان و منطقه بود. آمريكا بعد از اين كه در مدتي كوتاه، طالبان را از افغانستان فراري داد، ديگر به دنبال از ميان برداشتن طالبان برنيامد. اين مسئله سبب گرديد كه طالبان هرازچندگاهي دست به حملاتي بزنند تا خودي نشان دهند. اما رها كردن طالبان همان بود و حملاتي طالب گونه همان. كم كم طالبان حملاتي انتحاري نام را براي مبارزه خويش با نيروهاي خارجي اختيار كردند كه اين حملات بيش از اين كه به نيروهاي خارجي درون دژهاي آهنين شان آسيبي وارد آورد، مردم بي دفاع و بي گناه افغانستان را به خاك و خون  مي كشاند.

بي تفاوتي در مقابل ريشه هاي تروريسم

همان گونه كه گفته شد، آمريكا طالبان را به حال خود رها كرد. طالبان نيز فرصت را مساعد ديدند و با توجه به حمايتي كه هميشه از جانب پاكستان در كنارشان قرار داشت، پاكستان را به عنوان پايگاه اصلي خويش براي مبارزه با نيروهاي خارجي حاضر در افغانستان برگزيد و اين كشور، به مامني براي طالبان به منظور تجديد قواي روحي و نظامي مبدل گرديد.

پاكستان نيز هم چون هميشه كه كام‌يابي اش را در ناكامي، سودش را در ضرر و امنيتش را در ناامني افغانستان جست وجو مي كرد، به حمايت هاي همه جانبه خويش از طالبان پرداخت.

آمريكا بي توجه به اين مسئله مهم كه پاكستان ريشه و بنيان تروريسم در افغانستان و منطقه است، هم چنان در دهات افغانستان تروريسم را مي ديد و به پاكستان هيچ توجهي نداشت.

در واقع آمريكا مي بايست از همان آغاز به مبارزه  خويش با تروريسم فراتر از دهات و مرزهاي افغانستان مي‌پرداخت. اقدامي كه صورت نگرفت و اكنون كار را به جايي رسانده كه نيروهاي خارجي در برابر طالبان، احساس عجز و ناتواني مي كنند.

كشتار غيرنظاميان به جاي طالبان

دومين اشتباهي كه نيروهاي خارجي به خصوص آمريكايي ها  در افغانستان مرتكب آن شدند، كشتار غيرنظاميان افغان بود. نيروهاي خارجي در اوايل حضور مجدد طالبان، هنگامي كه در برابر حملات انتحاري قرار مي گرفتند، بي اختيار و از روي ترس ناشي از كشته شدن، باربار غيرنظاميان افغان را به رگبار بستند.

 كم كم طالبان با آگاهي از ترس نيروهاي خارجي و به خصوص آمريكايي ها از درگيري هاي رودررو از مردم به عنوان سپر خويش كار مي گرفتند. طالبان به دهات افغانستان يورش برده و مردم را تهديد مي نمودند. بعد هم يك راپور نامعلوم و چه بسا ساخته گي براي نيروهاي خارجي كه در فلان منطقه، طالبان حضور دارند.

آمريكايي ها نيز دهات افغانستان را مورد بمباران هوايي قرار مي دادند و عروسي مردم را به عزا، روزشان را به شب و اميدشان را به ياس تبديل مي كردند تا اين گونه طالبان به دنبال ساير برنامه هاي خود باشند.

نارضايتي هاي مردمي

در كنار كشتار غيرنظاميان، نيروهاي آمريكايي در افغانستان براي خود زندان ايجاد كرده بودند و افغان ها را تنها به ظن دست داشتن با طالبان به اين زندان هاي  مخوف منتقل مي ساختند و تحت شكنجه قرار مي دادند. يورش ها و تلاشي هاي شبانه خانه هاي مردم را نيز به تمام اين اشتباهات بيافزاييد تا بدانيد كه چرا كم كم اعتماد مردم افغانستان از نيروهاي خارجي سلب گرديد و آن ها با برپايي تظاهرات، بارها خواهان خروج نظاميان خارجي از كشور گرديدند.

بي توجهي به بازسازي، عدم توجه به نقش افغان ها چه در جنگ و چه در ساير عرصه ها از ديگر عواملي بودند كه موجبات افزايش نارضايتي هاي مردم افغانستان از حضور آمريكا و متحدينش در كشور را فراهم ساخت.

ناگفته نماند كه تمام اين مشكلات به عمل كرد غيرقانون  مند نيروهاي خارجي در كشور بازمي گردد. چراكه اگر آن ها در چارچوب يك قانون كه فعاليت ها آنان و صلاحيت هاي دولت افغانستان در صورت عمل كرد غير قانون مند اين نيروها را مشخص مي ساخت، عمل مي نمودند، بدون شك چنين مشكلاتي رونما نمي گرديد.

افزايش كشتار نظاميان خارجي

از سويي ديگر بايد يادآوري كرد كه در اين سال ها نظاميان افغان و خارجي زيادي هم از بين رفته اند. روزانه عساكر داخلي و خارجي در نقاط مختلف كشور از بين مي روند و بر هزينه هاي انساني اين جنگ مي افزايند.

اين مسئله در كنار كشتار غيرنظاميان افغان، در غرب غوغايي برپا كرده و مردم بيش تر كشورها با پرپايي تجمعاتي اعتراض آميز، خواهان بازگشت نيروهاي نظامي شان از افغانستان مي گردند كه اين مسئله نيز بيش از پيش بر مشكلات آمريكا و متحدينش در جنگ افغانستان مي افزايد و آنان را مجبور به تغيير ذهنيت افكار عمومي  خودشان نيز مي گرداند.

نگراني هاي منطقه اي

بر تمام اين مشكلات، نگراني كشورهاي منطقه را نيز از عمل كرد غيرقانون  مند نيروهاي خارجي حاضر در افغانستان بيافزاييد كه حتي باعث مي گردد تا برخي از اين كشورها كه نگران اهداف آمريكا در منطقه هستند، به هر طريق ممكن از موفقيت آمريكا در اين جنگ جلوگيري نمايند.

بدون شك عدم موفقيت آمريكا در رسيدن به اهدافش از بزرگ ترين آرزوهاي كشورهايي از منطقه مي باشد كه در مخالفت با آمريكا بوده و منافع شان را در حضور و عمل كرد غيرقانون مند آمريكا متضرر مي بينند، و در اين راه امكان دارد كه كشورهاي منطقه نيز به كمك طالبان كه آنان نيز مخالف آمريكا مي‌باشند، بشتابند و اين يعني افزايش مشكلات آمريكا در افغانستان.

بازگشت طالبان

از ديگر دست آوردهاي حضور نظامي آمريكا در افغانستان بازگشت تدريجي و قدرت گيري روزافزون طالبان مي باشد. رها كردن طالبان براي تجديد قوا، نپرداختن به ريشه هاي تروريسم، كشتار غيرنظاميان افغان و تلاشي خانه افغان ها كه موجب پديدآمدن نارضايتي و مخالفت هاي مردمي با حضور اين نيروها در افغانستان گرديدند، در كنار نگراني هاي منطقه اي از حضور خارجي ها در افغانستان، همه دست به دست هم دادند و موجبات قدرت گيري و بازگشت چالش آفرين طالبان را فراهم ساختند.

اما طالبان اين بار تنها نبودند، مردم نيز در كنار آ ن ها و در مقابل نيروهاي خارجي قرار داشتند. آمريكا در افغانستان آن قدر ضعيف عمل كرده بود و آن قدر به نيازها و خواسته هاي افغان ها بي توجهي كرده بود و آن قدر غيرنظاميان افغان را به شهادت رسانده بود كه مردم ديگر نمي توانستند در كنار اين نيروهاي دوست كه بدتر از هر دشمني عمل كردند، بايستند.

پول هاي بر باد رفته

هيچ گاه نبايد فراموش كرد كه از ديگر نتايج حضور آمريكا در افغانستان پول هاي بادآورده اي است كه بر باد داده شدند. جامعه جهاني در اين سال ها مبالغ هنگفتي پول را به نام كمك به افغانستان وعده داد. اما اين پول ها نه در جايي كه افغان ها و افغانستان به آن نياز داشتند كه در جاهايي به مصرف مي رسيد كه خود كشورهاي تمويل‌كننده، صلاح مي ديدند.

در واقع اين پول ها به جاي اين كه صرف آباداني افغانستان گردند، صرف خرابي بيش تر كشور شدند. بمباران هاي هوايي دهات افغانستان، دليلي محكم بر اين ادعاست.

اقتصاد و اجتماع

شايد آمريكا به اين خيال باشد كه اگرچه در عرصه  تامين امنيت چندان موفق نبوده، اما در عرصه هاي اقتصادي و اجتماعي چون ايجاد بانك ها، سرمايه گذاري در بخش هاي مختلف، زراعت، محو بي سوادي و... گام هاي موثري برداشته شده است، اما بايد گفت كه اين كارها آن قدر كم بوده اند كه تحت تاثير ناامني از ميان رفته اند و در ضمن بايد يادآور شد كه پيش‌رفت در اين عرصه ها نيز مرهون زحمات افغان ها است، نه آمريكا يي ها.

هم چنين آمريكا و جامعه جهاني نبايد فراموش كنند كه هر كشور بعد از جنگي مي توانست به چنين دست آوردهايي برسد و افغانستان نيز از اين قاعده مستثني نبوده و نيست.

اين بار «نوده» آمريكايي

يك مسئله قابل تامل ديگر به دولت ها و حكومت هاي حاكم در افغانستان برمي گردد كه همواره ضعيف بوده اند و براي پوشاندن نقاط ضعف خويش، سعي كرده اند امداد و همكاري يكي از قدرت هاي جهاني را با خود داشته باشند، حال فرقي نداشته كه اين ابرقدرت، غربي بوده و يا هم شرقي.

در سال هاي دور دولت مردان افغانستان دست به دامن «نوده» هاي انگليسي و روسي براي مرهم گذاشتن روي دردها و پوشش ضعف  هاي خويش شدند كه در نهايت با واكنش مردم افغانستان، نتيجه اي جز شكست حاصل نكردند.

اكنون به نظر مي رسد «نوده» آمريكايي نيز كه به كمك حكومت جديد افغانستان آمده بود نيز در اين 8 سال نتوانسته پيوند و نتيجه خوبي براي زنده گي و وضعيت افغان ها داشته باشد و حتي بدتر از آن، اين «نوده» نتايج ناگواري براي آن ها داشته و چه بسا «نوده» آمريكايي هم در صورت تداوم چنين روندي، با سرنوشت «نوده»هاي انگليس و شوروي مواجه گردد.

«تغيير» بايد آورد

در حال حاضر نيز رئيس جمهور اوباما به دنبال تغيير در اوضاع افغانستان با پيشنهاد افزايش 40 نيروي آمريكايي از جانب جنرال استنلي مك كريستال فرمانده نيروهاي آمريكايي و ناتو در افغانستان مواجه شده كه بر مشكلات و سردرگمي هاي وي درباره اين جنگ و چه گونه گي پيش برد آن افزوده است.

اوباما بايد پيش از هر چيز برخلاف سال هاي قبل حضورشان در افغانستان به نياز و نقش افغان ها، به منافع متحدين خويش و به منافع كشورهاي منطقه كه نگران دلايل و اهداف حضور آمريكا در افغانستان هستند، توجه نمايد.

اوباما بايد به حفظ جان غيرنظاميان افغان، جلب اعتماد و حمايت مجدد مردم افغانستان، به رفع نگراني كشورهاي منطقه، به منافع متحدينش در اين جنگ و به انكشاف كارهاي اقتصادي، اجتماعي و كاهش فقر و بي‌كاري در افغانستان بيانديشد.

آمريكا اگر مي خواهد «نوده»اش مانند «نوده »هاي شوروي و انگليس در افغانستان نپوسد، بايد به افغان ها، به رسوم و عنعنات افغان ها، به نيازهاي افغان ها برسد. اوباما بايد براي حفظ آبرو و حيثيت خود و كشورش به شعار «تغيير» خود جامه عمل بپوشاند، در استراتژي جديدش بيش از اين كه به دنبال افزايش نيروهاي نظامي خارجي باشد، سعي در افزايش كمي و كيفي نيروهاي داخلي افغانستان داشته باشد و عمليات در افغانستان را «افغانيزه» سازد.

در اين استراتژي هم چنان بايد آمريكا طوري رفتار كند كه به قانون مندشدن عمل كرد نيروهاي خارجي نيز دست يافته شود، چراكه تنها در اين صورت است كه كشتار غيرنظاميان كاهش مي يابد و تنها در اين صورت است كه امكان دارد طالبان نيز به پاي ميز مذاكره بيايند و تنها در چنين صورتي است كه نگراني كشورهاي منطقه از حضور و عمل كرد غيرقانون مند آمريكا در منطقه رفع مي گردد و در صورت تحقق چنين امري، بدون شك كشورهاي منطقه به جاي سنگ زدن بر «نوده» آمريكايي، به آب ياري اين «نوده» خواهند پرداخت.

 

 

 

 

بازگشت به صفحه قبلی

   جديدترين اخبار و مقالات پيرامون افغانستان  

 

   Fresh News & Article About Afghanistan