|
علل جاودانگي قيام عاشورا
مرتضي معراج / قسمت سوم و پاياني

3ـ تجليل پر شکوه و برپايي مراسم عزاداري:
يکي از ويژگيهاي مهم قيام حسيني، آن است که پس از وقوع اين حادثه، تا سالها بعد و تا به امروز، در کشورهاي اسلامي و غيراسلامي، مجالس ويژه و مراسمهاي پر شکوهي جهت احياي انديشهي حسيني و عرض ارادت به شخصيت بينظير حضرت اباعبدالله الحسين، برگزار ميشود.
وابستگي امام حسين به خاندان نبوت و شناخته شدن او به عنوان جگر گوشهي رسول خدا، جمع بودن صفات والاي انساني در وجود او، قيام شجاعانهاش در برابر ظلم و بيدادگري و آبياري نهال پژمردهي اسلام با خونش، چنان عشق عميق و محبت پايداري در دلهاي مسلمانان جهان و تمام آزاديخواهان، پديد آورد که هيچگاه، از صفحهي قلوبشان پاک نخواهد شد.
آتش اين عشق که هر سال حرارت بيشتري مييابد و دلهاي بيشتري را تسخير ميکند، با رسيدن ماه محرم و نزديک شدن روز عاشورا، طوفاني و طوفانيتر شده و به هر سو زبانه ميکشد و شعلههايش همه را در برميگيرد.
به جز از آب ديده، آه سوزان و چشم گريان، هيچ چيزي نميتواند دل سوزان امت جدش را قرار بخشد و آتش عشقشان را سرد سازد. اگر چند برخي، از روي نفهمي و بيخبري، به برپايي مراسم عاشورا خرده گرفته و آن را عمل ناپسندي ميدانند و عدهاي ديگر، پيشنهاد ميکنند که اين مراسم بايد در خفاء و در درون خانهها و حسينيهها برگزار شود، نه در ملاء عام و انظار مردم، و برخي از سادهلوحانه و جاهلان هم، آن را نامشروع ميپندارد، ولي براي آگاهيشان توصيه ميکنيم به اين دو نکته توجه بيشتري نمايند:
1ـ سنگ تهداب عزاداري و اشکريزي در فراق شهيدان راه حق، براي بار اول، توسط پيامبر خدا در قتل عمويش حمزهي سيدالشهدا گذاشته شد. بنابراين، کساني که دربارهي برپايي مراسم عزاداري براي نواسهي پيامبر خدا انتقادي دارند، بهتر است، تاريخ صدر اسلام را خوب مطالعه نمايند و سيرهي رسول خدا را مورد بررسي قرار دهند، تا در دام قضاوتهاي عجولانه نيفتند و از فتواهاي کورکورانه، دوري گزينند.
2ـ در ماه محرم و در ايام عاشورا از يک انسان معمولي، تجليل صورت نميگيرد تا گفته شود: «چرا اين مراسم در تکيهخانه، برگزار نميگردد؟» و يا «چرا اين فاتحه در مسجد گرفته نميشود؟» ميليونها انسان در سرتاسر جهان، به خاطر قتل يک دوکاندار و يا يک نجار، بر سر و سينه نميزنند و يا در ماتم يک ولسوال و يا يک وزير، اشک نميريزند، تا اين انتقادها پيش بيايد بلکه اين سوگواريها به خاطر شهادت جانگداز و مصيبت دردناکي است که سي و سه سال بعد از رحلت پيامبر اسلام، توسط خليفه مسلمين (يزيد) و خود مسلمانان، بر سر خاندان پيامبر وارد شد.
نواسهي رسولالله از طرف خليفهي وقت، تهديد ميشود و سپس در صحراي خشک و تفتيدهي کربلا به محاصره در ميآيد، از خوردن آب دريا، منع ميشود، در ظرف يک روز سرهاي جگر گوشههاي محمد(ص) بر سر نيها سوار و در کوچهها و پس کوچهها به نمايش در ميآيند، خنجر کين بر بوسهگاه مصطفي بوسه ميزند، لب و دندان نور ديدهي فاطمه را چوب خزران يزيد، نوازش ميدهد، سر بريدهي پارهتن علي در ميان تنور خولي، مهمان ميشود و کودکان يتيم و عيال خاندان رسالت بر شترهاي بيمحمل سوار و در کوچه و بازار، گردانده ميشوند.
اين غم جانکاه و مصيبت عظيمي است که دلها را آتش ميزند، چشمها را ميگرياند و سينهها را ميسوزاند.
و آيا اين را تصور کردهايم که اگر خود پيامبر خدا در روز عاشورا در قيد حيات ميبود و چنين فاجعهي بزرگي در پيش چشمانش رخ ميداد، در ماتم حسينش چه ميکرد؟ آيا رسول خدا در سال روز عاشورا در خانه مينشست و يک جزء قرآن ميخواند؟ يا در مسجد ميرفت و دو رکعت نماز سنت به جا ميآورد؟ و يا يک کيلو برنج را به عنوان نذر در ميان فقراء تقسيم ميکرد؟
هرگز نه؟ بلکه خون ميگريست و در داغ دلبندش جان ميداد.
بنابر اين، عزاداري روز عاشورا را ساده و کماهميت نگيريم و آن را با مجلس فاتحه در مسجدهاي کابل و هرات اشتباه نکنيم.
بلکه حسينابن علي براي اهداف بزرگي به شهادت رسيد و مصيبتش نيز بزرگ و تجليل از آن نيز به همان پيمانه، وسيع و فراگير است.
همين محافل عزاداري و سخنرانيهاي خطيبان در روزهاي محرم بود که قيام عاشورا را از ميان تمام حوادث بزرگ تاريخي ديگر، برجسته ساخت و اذهان همهي جهانيان را به اهميت آن جلب نمود و حتي بيسوادان و اطفال را نيز از اين حادثهي دردناک آگاه ساخت.
و اين بار افتضاح از نوع انگليسي
مسافر بامياني
اقدام يک شبکه تلويزيون دولت استراليا، مبني بر نشر و پخش گوشهاي از جنايات و شکنجههاي هولناک زندانيان عراقي، باعث خشم و ناراحتي مسلمانان جهان و به خصوص مردم عراق شده است. گر چند مقامات بلندپايه کشور انگليس و آمريکا به نحوهاي محافظهکارانهاي، انجام اين گونه اعمال را تقبيح کردهاند، اما تعدادي از دولتمردان غرب، به خصوص صدراعظم کشور انگلستان مدعي است که ارتکاب نقض حقوق بشر توسط بخشي از نيروهاي اين کشور و يا نظاميان آمريکايي جاي نگراني و ناراحتي ندارد، چرا که عساکر انگليسي و آمريکايي مشغول نهادينه ساختن و ترويج دموکراسي در سراسر جهان و به خصوص در کشورهاي عراق و افغانستان ميباشند.
حقيقت اين است که غربيها با رفتار و برخورد دوگانه با اتباع کشورهاي شرقي و خصوصاً مسلمانان، چندين بار در عراق و افغانستان و فلسطين، لبنان و... مرتکب بدترين و هولناکترين جنايات عليه بشريت شدهاند، و البته اين اعمال به همينها منحصر نميشود، بلکه تاريخ غرب مملو از انواع و اقسام استثمار و استعمار ملتهاي مظلوم است و آنان به بهانه توسعه تمدن و دستآوردهاي بشر و شيوهي حکومتداري و دولتداري؛ يعني نهادينه ساختن دموکراسي و الزام بر رعايت حقوق بشر! به سرزمينهاي مسلمانان تاختهاند و همواره ارتکاب جنايات فجيع و تکاندهندهي خويش را با سانسور و توجيح، کماهميت جلوه ميدهند.
آنچه که قابل تامل و تعجب است، سکوت مقامات و رهبران ديگر کشورهاي غربي و اروپايي است. سکوت آنان، معني دارد و بيشرمانه، جناياتي که در عراق و گوانتانامو اتفاق ميافتد را، ناديده ميانگارد. طوري که گويي آنان انسان نيستند و هيچ حق و امتيازي ندارند.
آنچه که غرب پياده کردن آزادي، انسانيت و دموکراسي ميخواند، شعار و دروغي بيش نيست و تمام اين اصطلاحات و مفاهيم، پيشزمينههايي است براي به استعمار کشيدن و چپاول ثروت و داراييهاي ملتهاي ضعيف و عقبمانده. جناياتي که اسرائيل در فلسطين و لبنان، صربها در بوسني، صدام در عراق و... انجام داده، همگي با حمايت و رضايت سردمداران آمريکا و جهان غرب صورت گرفتهاند و هيچگاه از پيشاني آنها زدوده نخواهد شد. به خصوص افشاي مکرر جنايات تکاندهنده آنان خود مهر باطلکنندهاي خواهد بود بر ادعاهاي دروغين ايشان، که شعارهاي دموکراسي و خدمت به بشريت سردادهاند.
آشنایی با مشاهیر سیاسی...
شاگاري

الحاج عثمان شاهو شاگاري، رئيس جمهور پيشين نايجريا در 1925، در يک خانواده مسلمان
متولد شد و از اکتوبر 1979 زمام امور اين کشور را به دست گرفت
او محصول اولين انتخابات آزاد بيست سال از خود بود. شاگاري از جمله رؤساي جمهور تکنوکرات و از اقتصاددانان نايجريا محسوب ميشد. او تا پيش از احراز مقام رياست جمهوري، سمتهايي چون وزارت اقتصاد، وزارت ماليه، وزارت تأسيسات، معارف و کار و امور اجتماعي نايجريا را بر عهده داشت.
شاگاري به شدت مخالف سياستهاي امريکا، به ويژه در زمينههاي اقتصادي و نفتي بود. او در 1981 از کشورهاي افريقايي خواست تا عليه امريکا دست به تحريم اقتصادي بزنند. وي براي مقابله با کمپنيهاي نفتي به ويژه کمپنيهاي امريکايي که خواستار کاهش قيمت نفت و افزايش توليد آن بودند، از ساير کشورهاي اوپک درخواست کمک مالي نمود. با اين حال روابط شاگاري با غرب در مجموع مثبت بود.
شاگاري در طول 4 سال حکومت خود نقش به سزايي در وحدت قبايل مختلف و کاهش اختلافات آنان داشت. او حتي رهبر شورشيان ايالت بيافرا در نايجريا را که با اعلام خودمختاري، مولد يک جنگ خونين و پر تلفات 30 ماهه شده بود و در ساحل عاج در حالت تبعيد به سر ميبرد را مورد عفو قرار داد و به کشورش بازگرداند. شاگاري، رهبر حزب ملي نايجريا، در اگست 1983 بار ديگر با جلب اکثريت آراء توانست به عنوان رئيس جمهور انتخاب گردد. وي در طول سالهاي زمامداري خود، گامهاي بلندي در جهت خودکفايي اقتصادي نايجريا برداشت. اما سرانجام در آخرين روز 1983 در يک کودتاي نظامي بدون خونريزي که توسط جنرال بوهاري هدايت ميشد، از حکومت ساقط شد.
ماهيت اعتقادي و ديني
صهيونيزم
محمد مهدي کريمينيا / قسمت سوم
«تورات» در اصل، واژهاي عبري به معناي «شريعت و قانون» است. پس از نزول كتابي از سوي خداوند متعال بر حضرت موسيبن عمران(ع)، اين كتاب به اين نام خوانده شد. گاه نيز به مجموعه كتابهاي عهد عتيق و گاه به اسفار پنجگانة آن نيز گفته ميشود.
مجموعه كتابهاي يهود كه «عهد عتيق» ناميده شده، مركب از تورات و چندين كتاب ديگر است. تورات (كه داراي پنج بخش است) به شرح پيدايش جهان، انسان و مخلوقات ديگر و بخشي از انبياي پيشين و حضرت موسي بن عمران(ع) و بني اسرائيل و احكام اين آيين ميپردازد.
ناگفته پيدا است كه غير از اسفار پنجگانه تورات، هيچ يك از اين كتابها، آسماني نيست، خود يهود نيز چنين ادعايي ندارند؛ حتي زبور حضرت داوود(ع) (كه آن را به نام مزامير مينامند) شرح مناجات و اندرزهاي اين پيامبر است.
اما دربارة اسفار پنجگانة تورات، قراين روشني وجود دارد كه نشان ميدهد اينها نيز كتابهاي آسماني نيست، بلكه كتابهايي تاريخي است كه پس از حضرت موسي بن عمران(ع) نوشته شده؛ زيرا در آنها شرح وفات حضرت موسي(ع) و چگونگي تدفين او و برخي حوادث پس از آن آمده است. به ويژه آخرين فصل «سفر تثنيه» به وضوح نشان ميدهد كه اين كتاب مدتها پس از وفات حضرت موسي(ع) به رشتة تحرير درآمده است.
افزون بر اين، محتويات اين كتابها آميخته با خرافات فراوان و نسبتهاي ناروا به پيامبران(ع) و نسبت بعضي سخنان كودكانه به آنها ميباشد، که گواه ديگري بر ساختگي بودن آنها است. شواهد تاريخي نشان ميدهد كه تورات اصلي از ميان رفت و بعدها پيروان حضرت موسي(ع) اين كتابها را نگاشتند.
3. جنبش صهيونيزم
3ـ1. پيدايش جنبش صهيونيزم
در اوايل دهة شصت قرن نوزدهم، بعضي از متفكران يهود براي فعاليت در راه بازگشت به فلسطين، دعوت خود را آغاز كردند. نخستين آنها «هيرش كاليشر» خاخام يا عالم يهودي بود كه اين دعوت را در كتاب «در جست و جوي صهيون» در سال 1861م آغاز كرد. چند تن ديگر از يهوديان متفكر نيز آثاري در اين زمينه به رشته تحرير آوردند و زمينة مهاجرت هر چه بيشتر يهوديان و تشكيل دولت صهيونيستي را هم در اذهان آماده کردند.
3ـ2. صهيونيزم مذهبي و صهيونيزم سياسي
در ميان متفكران يهودي، دوگونه انديشه و طرز فكر را ميتوان مشاهده كرد. برخي از آنها روحيه مذهبي داشتند و بيشتر جنبة عرفان يهودي را مطرح ميكردند و بزرگترين آرزويشان، قيام يهوديت بود.
بر اساس اين اصل در هنگام ظهور قائم در آخرالزمان، سلطنت خداوند، براي تمام بشريت تحقق خواهد يافت و تمام بشريت، به سوي سرزمينهايي كه تورات، سرگذشت ابراهيم و موسي(ع) را در آن مكانها ذكر كرده، روان خواهند شد؛ در دورهاي نزديكتر به زمان (در قرن نوزدهم) هدف «عشاق صهيون»، ايجاد يك كانون روحاني جهت نشر عقايد و فرهنگ يهودي در سرزمين صهيون بود. جالب توجه است صهيونيزم مذهبي كه فقط در بين گروههاي محدودي رايج بود، هرگز به دشمني با مسلمانان كه خود را به عنوان وابستگان به فرزندان ابراهيم و پيرو دين او تلقي ميكردند، برنخاست. اين صهيونيزم روحاني، بيگانه از هر گونه برنامة سياسي براي ايجاد يك دولت يا هر نوع سلطهاي بر فلسطين بود و هرگز رفتاري دال بر علاقه به درگيري بين جوامع يهودي و مردم عرب (مسلمان يا مسيحي) در پيش نگرفت.
اما صهيونيزم سياسي با «تئودور هرتزل»، زاده شد. او اين تئوري را در كتاب خود به نام «دولت يهود» مدون ساخت و پس از نخستين كنگرة صهيونيست جهاني در شهر «بال» سوئيس (1897 م.) به كاربرد عملي آن پرداخت. «هرتزل» بر خلاف صهيونيستهاي مذهبي، به طور كامل به خدا شكاك بود. او كه اشتغال خاطرش عمدتاً نه مذهبي، بلكه سياسي بود، مسأله صهيونيزم را به شكلي جديد مطرح كرد كه در مجموع ميتوان عنـاوين اصلي طرز تفكر
سياسي او را در مطالب ذيل خلاصه كرد:
1. يهوديان سراسر دنيا، در هر كشوري كه باشند، در مجموع يك قوم را تشكيل ميدهند.
2. يهوديان، غير قابل جذب و ادغام در ملتهايي هستند كه در بين آنان زندگي ميكنند و در آنها تحليل نميشوند. (نژادپرستي)
3. يهوديان همه وقت و همه جا تحت آزار و ظلم بودهاند.
راهحلهايي كه «تئودور هرتزل» از عناصر بالا استخراج ميكند، نفي و رد ادغام يهوديان در ملت ديگر، ايجاد نه تنها يك كانون و مركز فرهنگي براي اشاعة ايمان يهودي، بلكه دولتي يهودي است كه تمام يهوديان جهان در آن مجتمع شوند.
نكته ديگر، اين كه اين دولتها بايد در يك محل خالي و بيمدعي مستقر شوند؛ اين بدان معنا است كه نبايد به مردم بومي اهميت داد و آنها را به حساب آورد. در فرمولبندي «هرتزل» به حضور مردم فلسطين، نه در كتاب او و نه در مجالس پايهگذاري نهضت جهاني صهيونيزم، هيچگونه اشارهاي نشده است. عدم وجود مردم فلسطين از اصول مسلم و اساسي صهيونيزم سياسي است و اين اصل مسلم، ريشه و منشأ تمام جنايات بعدي آنان است. خانم «گلد ماير» در «روزنامة ساندي تايمز» اعلام ميكند:
«فلسطيني وجود ندارد، اين طور نيست كه تصور كنيم كه يك خلق فلسطيني در فلسطين وجود داشته كه خود را به عنوان يك خلق فلسطيني تلقي ميكردهاند و ما آمدهايم آنان را بيرون كرده و كشورشان را گرفتهايم، آنان اصلاً وجود ندارند.»
«پروفسور بنزيون دينر» كه نخستين وزير آموزش ملي دولت اسرائيل و دوست صميمي «داوود بن گورين»، بنيانگذار دولت اسرائيل بود، در سال 1954م در مقدمة كتاب «تاريخ هاگاناه» از انتشارات سازمان صهيونيزم جهاني مينويسد:
«در كشـور مـا، جـا بــراي كسي به جز
يهوديان نيست؛ ما به اعراب خواهيم گفت: «بيرون!» اگر موافق نباشند يا مقاومت كنند، ما آنان را بيرون خواهيم كرد.»
اين ادعا در حالي صورت ميگيرد كه پس از بيست سال فعاليت صهيونيزم سياسي براي «بازگشت»، بيانيه بالفور در سال (1917 م.) به تصويب رسيد. عده فراواني از يهوديان روسيه، لهستان و رماني در قبل و بعد از اين تاريخ گريختند و به سرزمين فسلطيني وارد شدند. طبق سرشماري انگليسيها در 31 دسمبر 1922م، تعداد 757000 نفر در سرزمين فلسطين ساكن بودهاند كه از اين عده 663000 عرب و 83000 يهودي بودهاند؛ به عبارتي 88 درصد عرب و 11 درصد يهودي.
«هرتزل» پس از تلاشهاي فراوان، در نهايت توانست حمايت رسمي انگلستان را جلب كند؛ اين حمايت در قالب «اعلامية بالفور» كه در دوم نوامبر 1917م به شكل نامهاي از «بالفور»، وزير خارجه انگلستان به «لرد روچيلد» ثروتمند يهودي انگليس صادر شد، تبلور يافت. در «اعلاميه بالفور» آشكارا آمده است:
«دولت شاهنشاهي انگلستان، نظر لطف مخصوصي به تشكيل وطن ملي يهود در فلسطين دارد و در آيندهاي نزديك، نهايت سعي و كوششاش را در راه رسيدن به اين هدف و تسهيل وسايل آن مبذول خواهد داشت.»
هيله ده كرزي بريالي راستون شوي وي
زلمي
تگول هيگواد وال په ديگ تمه دي، چيگ كگونديگ حامد كرزي او ورسره ملكگري پلاوي به ييگ له پاكستاني چارواكيو سره په افغانستان كيگ د تر هكگرو بريدونو د بندولو په هكله غو خگيگ خبريگ كؤي وي او د پاكستان حكومت به يي ديگ ته اؤكؤي وي چيگ ياتر هكگر له حگانه لريگ كؤي او يا د تر هكگرو په اؤه د هغه هيگواد دريحگ مالوم كؤي.
هسيگ خو هم په ديگ اؤه شگاغلي كرزي خگو خگو حگله له پاكستاني چارواكيو سره ليدنه كؤيگ وه، خو له بده مرغه، چيگ د پاكستان دولت په هره يوه پريكؤه هيخگ كله نه دي حگليگدلي، له افغان پلاوي سره ييگ هر حگل ژمنه كؤي، چيگ له تر هكگرو سره به په پوره توكگه مبارزه كوي او په دغه مبارزه كيگ به ريشگتيني وي، خو پاكستان په دغه ژمنه كيگ ريشگتيني نه دي حگليگدلي او په شگكاره او پتگه توكگه ييگ د افغانستان د ثبات، امنيت او ملي كگتگو پروؤانديگ، تر هكگر روزلي دي، په وسلوا وپيسو ييگ سمبال كؤي، او د حگانمركگو بريدونو لپاره ييگ پرشاتگپولي او اّن تردي، چيگ د بريدونو لاريگ او كگو دريگ ييگ ورته په كگوتو كؤيگ دي، هغه مخور په وينو رنكگ كؤي هغه انجينر و وژنيگ چي په افغانسان كيگ د بيا رغاونيگ پر چارو لكگيادي او اّن ترديگ، چيگ شگوونكي و وژني او شگو ونحگيوته او رواچوي. خو اوس هيگواد وال پر هر خگه پو هيگدلي او په پوره بنگه خپل دوست او دشگمن پيگژني.
له ديگ سره سره په ديگ وروستيو كيگ كگنگ شميگر داسيگ تر هكگرو ونيول شول، چيگ په خپله خو له ييگ په داكگه كؤه، چيگ موإ د پاكستان حكومت د دغه راز بريدونو لپاره هخگولي او لاريگ كگو دريگ راشگيي.
بل اؤخ ته خگه موده وؤانديگ د هلمند ولايت كگنگ شميگر استازي كابل ته راغلل او له شگاغلي كرزي سره ييگ په مخامخ خبروكيگ د ترهكگرو بريدونو او له پاكستان سره د نيگغ په نيگغه خبرو او د هغه حكومت د دريحگ د مالومولو خبريگ وكؤيگ.
دا غوشگتنيگ نه يوازيگ د هلمند د خلكو ويگ بلكيگ تگول هيگواد وال په كلكه د ترهكگرو له منحگه وؤل غواؤي او ديگ ته ستركگيگ پر لاره دي، چيگ شگاغلي كرزي به په ريشگتيني توكگه له پاكستاني چارواكيو سره خبريگ كؤي وي او دي ته به ييگ اؤكؤي وي، چيگ ترهكگر له حگانه بيگكگانه كؤي او له ملاتؤه ييگ لاس واخلي. كرزي هم دا حگل په كلك هو أ پاكستان ته تللي و تر خگو له هغه هيگواد سره نيغ په نيگغه په ديگ اؤه خبريگ وكؤي. او تربل هر خگه أيگر هيگواد وال امنيت غواؤي او د امنيت تگينكگشگت په اؤه د شگاغلي كرزي د وروستيو مثبتو لاسته راوؤنو په تمه دي.
هيله ده پاكستان هم په ديگ هكله خپل دريحگ په أاكگه كؤي وي، حگكه تل ييگ ويلي، چيگ د ترهكگرو پروؤانديگ له نؤيواليگ تگولنيگ سره ملاتؤي دي، خو په حقيقت كيگ ييگ داسيگ نه دي كؤي. كه پاكستان د تر هكگرو د مقابليگ حگواك نه لري، نو له نؤيواليگ تگولني خگخه ديگ مرسته و غواؤي حگكه نؤيواليگ تگولني هم تر هر خگه وؤانديگ د ترهكگرو د له منحگه وؤلو لپاره متگيگ بأوهليگ دي.
تگول هيگواد وال په ديگ تمه دي، چيگ حامد كرزي له دغه سفر خگخه بريالي راستون شوي وي.
|