دیتا ضمیمه راه نجات ویژه کامپیوتر   خانواده امروز ضمیمه راه نجات برای بانوان   جوانه‌ها ضمیمه راه نجات برای کودکان و نوجوانان   اشپلاق ضمیمه ورزشی راه نجات


‌‌‌‌‌‌‌‌دو‌شنبه 1 دلو 1384 21 محرم‌الحرام 1427 20 February 2006

صفحه اصلي

.

علل جاودانگي قيام عاشورا

مرتضي معراج / قسمت سوم و پاياني

 3ـ تجليل پر شکوه و برپايي مراسم عزاداري:
يکي از ويژگي‏هاي مهم قيام حسيني، آن است که پس از وقوع اين حادثه، تا سال‏ها بعد و تا به امروز، در کشورهاي اسلامي و غيراسلامي، مجالس ويژه و مراسم‏هاي پر شکوهي جهت احياي انديشه‏ي حسيني و عرض ارادت به شخصيت بي‏نظير حضرت اباعبدالله الحسين، برگزار مي‏شود.
وابستگي امام حسين به خاندان نبوت و شناخته شدن او به عنوان جگر گوشه‏ي رسول خدا، جمع بودن صفات والاي انساني در وجود او، قيام شجاعانه‏اش در برابر ظلم و بيدادگري و آبياري نهال پژمرده‏ي اسلام با خونش، چنان عشق عميق و محبت پايداري در دل‏هاي مسلمانان جهان و تمام آزادي‏خواهان، پديد آورد که هيچگاه، از صفحه‏ي قلوب‏شان پاک نخواهد شد.
آتش اين عشق که هر سال حرارت بيشتري مي‏يابد و دل‏هاي بيشتري را تسخير مي‏کند، با رسيدن ماه محرم و نزديک شدن روز عاشورا، طوفاني و طوفاني‏تر شده و به هر سو زبانه مي‏کشد و شعله‏هايش همه را در برمي‏گيرد.
به جز از آب ديده، آه سوزان و چشم گريان، هيچ چيزي نمي‏تواند دل سوزان امت جدش را قرار بخشد و آتش عشق‏شان را سرد سازد. اگر چند برخي، از روي نفهمي و بي‏خبري، به برپايي مراسم عاشورا خرده گرفته و آن را عمل ناپسندي مي‏دانند و عده‏اي ديگر، پيشنهاد مي‏کنند که اين مراسم بايد در خفاء و در درون خانه‏ها و حسينيه‏ها برگزار شود، نه در ملاء عام و انظار مردم، و برخي از ساده‏لوحانه و جاهلان هم، آن را نامشروع مي‏پندارد، ولي براي آگاهي‏شان توصيه مي‏کنيم به اين دو نکته توجه بيشتري نمايند:
1ـ سنگ تهداب عزاداري و اشک‏ريزي در فراق شهيدان راه حق، براي بار اول، توسط پيامبر خدا در قتل عمويش حمزه‏ي سيدالشهدا گذاشته شد. بنابراين، کساني که درباره‏ي برپايي مراسم عزاداري براي نواسه‏ي پيامبر خدا انتقادي دارند، بهتر است، تاريخ صدر اسلام را خوب مطالعه نمايند و سيره‏ي رسول خدا را مورد بررسي قرار دهند، تا در دام قضاوت‏هاي عجولانه نيفتند و از فتواهاي کورکورانه، دوري گزينند.
2ـ در ماه محرم و در ايام عاشورا از يک انسان معمولي، تجليل صورت نمي‏گيرد تا گفته شود: «چرا اين مراسم در تکيه‏خانه، برگزار نمي‏گردد؟» و يا «چرا اين فاتحه در مسجد گرفته نمي‏شود؟» ميليون‏ها انسان در سرتاسر جهان، به خاطر قتل يک دوکاندار و يا يک نجار، بر سر و سينه نمي‏زنند و يا در ماتم يک ولسوال و يا يک وزير، اشک نمي‏ريزند، تا اين انتقادها پيش بيايد بلکه اين سوگواري‏ها به خاطر شهادت جانگداز و مصيبت دردناکي است که سي و سه سال بعد از رحلت پيامبر اسلام، توسط خليفه مسلمين (يزيد) و خود مسلمانان، بر سر خاندان پيامبر وارد شد.
نواسه‏ي رسول‏الله از طرف خليفه‏ي وقت، تهديد مي‏شود و سپس در صحراي خشک و تفتيده‏ي کربلا به محاصره در مي‏آيد، از خوردن آب دريا، منع مي‏شود، در ظرف يک روز سرهاي جگر گوشه‏هاي محمد(ص) بر سر ني‏ها سوار و در کوچه‏ها و پس کوچه‏ها به نمايش در مي‏آيند، خنجر کين بر بوسه‏گاه مصطفي بوسه مي‏زند، لب و دندان نور ديده‏ي فاطمه را چوب خزران يزيد، نوازش مي‏دهد، سر بريده‏ي پاره‏تن علي در ميان تنور خولي، مهمان مي‏شود و کودکان يتيم و عيال خاندان رسالت بر شترهاي بي‏محمل سوار و در کوچه و بازار، گردانده مي‏شوند.
اين غم جانکاه و مصيبت عظيمي است که دل‏ها را آتش مي‏زند، چشم‏ها را مي‏گرياند و سينه‏ها را مي‏سوزاند.
و آيا اين را تصور کرده‏ايم که اگر خود پيامبر خدا در روز عاشورا در قيد حيات مي‏بود و چنين فاجعه‏ي بزرگي در پيش چشمانش رخ مي‏داد، در ماتم حسينش چه مي‏کرد؟ آيا رسول خدا در سال روز عاشورا در خانه مي‏نشست و يک جزء قرآن مي‏خواند؟ يا در مسجد مي‏رفت و دو رکعت نماز سنت به جا مي‏آورد؟ و يا يک کيلو برنج را به عنوان نذر در ميان فقراء تقسيم مي‏کرد؟
هرگز نه؟ بلکه خون مي‏گريست و در داغ دلبندش جان مي‏داد.
بنابر اين، عزاداري روز عاشورا را ساده و کم‏اهميت نگيريم و آن را با مجلس فاتحه در مسجدهاي کابل و هرات اشتباه نکنيم.
بلکه حسين‏ابن علي براي اهداف بزرگي به شهادت رسيد و مصيبتش نيز بزرگ و تجليل از آن نيز به همان پيمانه، وسيع و فراگير است.
همين محافل عزاداري و سخنراني‏هاي خطيبان در روزهاي محرم بود که قيام عاشورا را از ميان تمام حوادث بزرگ تاريخي ديگر، برجسته ساخت و اذهان همه‏ي جهانيان را به اهميت آن جلب نمود و حتي بي‏سوادان و اطفال را نيز از اين حادثه‏ي دردناک آگاه ساخت.


و اين بار افتضاح از نوع انگليسي

مسافر بامياني

اقدام يک شبکه تلويزيون دولت استراليا، مبني بر نشر و پخش گوشه‏اي از جنايات و شکنجه‏‏هاي هولناک زندانيان عراقي، باعث خشم و ناراحتي مسلمانان جهان و به خصوص مردم عراق شده است. گر چند مقامات بلند‏پايه کشور انگليس و آمريکا به نحوه‏ا‏‏ي محافظه‏کارانه‏اي، انجام اين گونه اعمال را تقبيح کرده‏اند، اما تعدادي از دولتمردان غرب، به خصوص صدراعظم کشور انگلستان مدعي است که ارتکاب نقض حقوق بشر توسط بخشي از نيروهاي اين کشور و يا نظاميان آمريکايي‏ جاي نگراني و ناراحتي ندارد، چرا که عساکر انگليسي و آمريکايي مشغول نهادينه ساختن و ترويج دموکراسي در سراسر جهان و به خصوص در کشورهاي عراق و افغانستان مي‏باشند.
حقيقت اين است که غربي‏ها با رفتار و برخورد دوگانه با اتباع کشورهاي شرقي و خصوصاً مسلمانان، چندين بار در عراق و افغانستان و فلسطين، لبنان و... مرتکب بدترين و هولناک‏ترين جنايات عليه بشريت شده‏اند، و البته اين اعمال به همين‏ها منحصر نمي‏شود، بلکه تاريخ غرب مملو از انواع و اقسام استثمار و استعمار ملت‏هاي مظلوم است و آنان به بهانه توسعه تمدن و دست‏آوردهاي بشر و شيوه‏‏ي حکومت‏داري و دولت‏داري؛ يعني نهادينه ساختن دموکراسي و الزام بر رعايت حقوق بشر! به سرزمين‏هاي مسلمانان تاخته‏اند و همواره ارتکاب جنايات فجيع و تکان‏دهنده‏ي خويش را با سانسور و توجيح، ‏کم‏اهميت جلوه مي‏دهند.
آنچه که قابل تامل و تعجب است، سکوت مقامات و رهبران ديگر کشورهاي غربي و اروپايي است. سکوت آنان، معني دارد و بي‏شرمانه، جناياتي که در عراق و گوانتانامو اتفاق مي‏افتد را، ناديده مي‏انگارد. طوري که گويي آنان انسان نيستند و هيچ حق و امتيازي ندارند.
آنچه که غرب پياده کردن آزادي، انسانيت و دموکراسي مي‏خواند، شعار و دروغي بيش نيست و تمام اين اصطلاحات و مفاهيم، پيش‏زمينه‏هايي است براي به استعمار کشيدن و چپاول ثروت و دارايي‏هاي ملت‏هاي ضعيف و عقب‏مانده. جناياتي که اسرائيل در فلسطين و لبنان، صرب‏ها در بوسني، صدام در عراق و... انجام داده، همگي با حمايت و رضايت سردمداران آمريکا و جهان غرب صورت گرفته‏اند و هيچ‏گاه از پيشاني آن‏ها زدوده نخواهد شد. به خصوص افشاي مکرر جنايات تکان‏‏دهنده آنان خود مهر باطل‏کننده‏اي خواهد بود بر ادعاهاي دروغين ايشان، که شعارهاي دموکراسي و خدمت به بشريت سرداده‏اند.


آشنایی با مشاهیر سیاسی...

شاگاري

الحاج عثمان شاهو شاگاري، رئيس جمهور پيشين نايجريا در 1925، در يک خانواده مسلمان متولد شد و از اکتوبر 1979 زمام امور اين کشور را به دست گرفت
او محصول اولين انتخابات آزاد بيست سال از خود بود. شاگاري از جمله رؤساي جمهور تکنوکرات و از اقتصاددانان نايجريا محسوب مي‏شد. او تا پيش از احراز مقام رياست جمهوري، سمت‏هايي چون وزارت اقتصاد، وزارت ماليه، وزارت تأسيسات، معارف و کار و امور اجتماعي نايجريا را بر عهده داشت.
شاگاري به شدت مخالف سياست‏هاي امريکا، به ويژه در زمينه‏هاي اقتصادي و نفتي بود. او در 1981 از کشورهاي افريقايي خواست تا عليه امريکا دست به تحريم اقتصادي بزنند. وي براي مقابله با کمپني‏هاي نفتي به ويژه کمپني‏هاي امريکايي که خواستار کاهش قيمت نفت و افزايش توليد آن بودند، از ساير کشورهاي اوپک درخواست کمک مالي نمود. با اين حال روابط شاگاري با غرب در مجموع مثبت بود.
شاگاري در طول 4 سال حکومت خود نقش به سزايي در وحدت قبايل مختلف و کاهش اختلافات آنان داشت. او حتي رهبر شورشيان ايالت بيافرا در نايجريا را که با اعلام خودمختاري، مولد يک جنگ خونين و پر تلفات 30 ماهه شده بود و در ساحل عاج در حالت تبعيد به سر مي‏برد را مورد عفو قرار داد و به کشورش بازگرداند. شاگاري، رهبر حزب ملي نايجريا، در اگست 1983 بار ديگر با جلب اکثريت آراء توانست به عنوان رئيس جمهور انتخاب گردد. وي در طول سال‏هاي زمامداري خود، گام‏هاي بلندي در جهت خودکفايي اقتصادي نايجريا برداشت. اما سرانجام در آخرين روز 1983 در يک کودتاي نظامي بدون خونريزي که توسط جنرال بوهاري هدايت مي‏شد، از حکومت ساقط شد.


ماهيت اعتقادي و ديني

صهيونيزم

 محمد مهدي کريمي‏نيا / قسمت سوم

«تورات» در اصل، واژه‌اي عبري به معناي «شريعت و قانون» است. پس از نزول كتابي از سوي خداوند متعال بر حضرت موسي‌بن عمران(ع)، اين كتاب به اين نام خوانده شد. گاه نيز به مجموعه كتاب‌هاي عهد عتيق و گاه به اسفار پنج‌گانة آن نيز گفته مي‌شود.
مجموعه كتاب‌هاي يهود كه «عهد عتيق» ناميده شده، مركب از تورات و چندين كتاب ديگر است. تورات (كه داراي پنج بخش است) به شرح پيدايش جهان، انسان و مخلوقات ديگر و بخشي از انبياي پيشين و حضرت موسي بن عمران(ع) و بني اسرائيل و احكام اين آيين مي‌پردازد.
ناگفته پيدا است كه غير از اسفار پنج‌گانه تورات، هيچ يك از اين كتاب‌ها، آسماني نيست، خود يهود نيز چنين ادعايي ندارند؛ حتي زبور حضرت داوود(ع) (كه آن را به نام مزامير مي‌نامند) شرح مناجات و اندرزهاي اين پيامبر است.
اما دربارة اسفار پنج‌گانة تورات، قراين روشني وجود دارد كه نشان مي‌دهد اين‌ها نيز كتاب‌هاي آسماني نيست، بلكه كتاب‌هايي تاريخي است كه پس از حضرت موسي بن عمران(ع) نوشته شده؛ زيرا در آن‌ها شرح وفات حضرت موسي(ع) و چگونگي تدفين او و برخي حوادث پس از آن آمده است. به ويژه آخرين فصل «سفر تثنيه» به وضوح نشان مي‌دهد كه اين كتاب مدت‌ها پس از وفات حضرت موسي(ع) به رشتة تحرير درآمده است.
افزون بر اين، محتويات اين كتاب‌ها آميخته با خرافات فراوان و نسبت‌هاي ناروا به پيامبران(ع) و نسبت بعضي سخنان كودكانه به آن‌ها مي‌باشد، که گواه ديگري بر ساختگي بودن آن‌ها است. شواهد تاريخي نشان مي‌دهد كه تورات اصلي از ميان رفت و بعدها پيروان حضرت موسي(ع) اين كتاب‌ها را نگاشتند.
3. جنبش صهيونيزم
3ـ1. پيدايش جنبش صهيونيزم
در اوايل دهة شصت قرن نوزدهم، بعضي از متفكران يهود براي فعاليت در راه بازگشت به فلسطين، دعوت خود را آغاز كردند. نخستين آن‌ها «هيرش كاليشر» خاخام يا عالم يهودي بود كه اين دعوت را در كتاب «در جست و جوي صهيون» در سال 1861م آغاز كرد. چند تن ديگر از يهوديان متفكر نيز آثاري در اين زمينه به رشته تحرير آوردند و زمينة مهاجرت هر چه بيشتر يهوديان و تشكيل دولت صهيونيستي را هم در اذهان آماده کردند.
3ـ2. صهيونيزم مذهبي و صهيونيزم سياسي
در ميان متفكران يهودي، دوگونه انديشه و طرز فكر را مي‌توان مشاهده كرد. برخي از آن‌ها روحيه مذهبي داشتند و بيشتر جنبة عرفان يهودي را مطرح مي‌كردند و بزرگ‌ترين آرزوي‏شان، قيام يهوديت بود.
بر اساس اين اصل در هنگام ظهور قائم در آخرالزمان، سلطنت خداوند، براي تمام بشريت تحقق خواهد يافت و تمام بشريت، به سوي سرزمين‌هايي كه تورات، سرگذشت ابراهيم و موسي(ع) را در آن مكان‌ها ذكر كرده، روان خواهند شد؛ در دوره‌اي نزديك‌تر به زمان (در قرن نوزدهم) هدف «عشاق صهيون»، ايجاد يك كانون روحاني جهت نشر عقايد و فرهنگ يهودي در سرزمين صهيون بود. جالب توجه است صهيونيزم مذهبي كه فقط در بين گروه‌هاي محدودي رايج بود، هرگز به دشمني با مسلمانان كه خود را به عنوان وابستگان به فرزندان ابراهيم و پيرو دين او تلقي مي‌كردند، برنخاست. اين صهيونيزم روحاني، بيگانه از هر گونه برنامة سياسي براي ايجاد يك دولت يا هر نوع سلطه‌اي بر فلسطين بود و هرگز رفتاري دال بر علاقه به درگيري بين جوامع يهودي و مردم عرب (مسلمان يا مسيحي) در پيش نگرفت.
اما صهيونيزم سياسي با «تئودور هرتزل»، زاده شد. او اين تئوري را در كتاب خود به نام «دولت يهود» مدون ساخت و پس از نخستين كنگرة صهيونيست جهاني در شهر «بال» سوئيس (1897 م.) به كاربرد عملي آن پرداخت. «هرتزل» بر خلاف صهيونيست‌هاي مذهبي، به طور كامل به خدا شكاك بود. او كه اشتغال خاطرش عمدتاً نه مذهبي، بلكه سياسي بود، مسأله صهيونيزم را به شكلي جديد مطرح كرد كه در مجموع مي‌توان عنـاوين اصلي طرز تفكر
سياسي او را در مطالب ذيل خلاصه كرد:
1. يهوديان سراسر دنيا، در هر كشوري كه باشند، در مجموع يك قوم را تشكيل مي‌دهند.
2. يهوديان، غير قابل جذب و ادغام در ملت‌هايي هستند كه در بين آنان زندگي مي‌كنند و در آن‏ها تحليل نمي‌شوند. (نژادپرستي)
3. يهوديان همه وقت و همه جا تحت آزار و ظلم بوده‌اند.
راه‌حل‌هايي كه «تئودور هرتزل» از عناصر بالا استخراج مي‌كند، نفي و رد ادغام يهوديان در ملت‌ ديگر، ايجاد نه تنها يك كانون و مركز فرهنگي براي اشاعة ايمان يهودي، بلكه دولتي يهودي است كه تمام يهوديان جهان در آن مجتمع شوند.
نكته ديگر، اين كه اين دولت‌ها بايد در يك محل خالي و بي‌مدعي مستقر شوند؛ اين بدان معنا است كه نبايد به مردم بومي اهميت داد و آن‌ها را به حساب آورد. در فرمول‌بندي «هرتزل» به حضور مردم فلسطين، نه در كتاب او و نه در مجالس پايه‌گذاري نهضت جهاني صهيونيزم، هيچ‌گونه اشاره‌اي نشده است. عدم وجود مردم فلسطين از اصول مسلم و اساسي صهيونيزم سياسي است و اين اصل مسلم، ريشه و منشأ تمام جنايات بعدي آنان است. خانم «گلد ماير» در «روزنامة ساندي تايمز» اعلام مي‌كند:
«فلسطيني وجود ندارد، اين طور نيست كه تصور كنيم كه يك خلق فلسطيني در فلسطين وجود داشته كه خود را به عنوان يك خلق فلسطيني تلقي مي‌كرده‌اند و ما آمده‌ايم آنان را بيرون كرده و كشورشان را گرفته‌ايم، آنان اصلاً وجود ندارند.»
«پروفسور بنزيون دينر» كه نخستين وزير آموزش ملي دولت اسرائيل و دوست صميمي «داوود بن گورين»، بنيانگذار دولت اسرائيل بود، در سال 1954م در مقدمة كتاب «تاريخ هاگاناه» از انتشارات سازمان صهيونيزم جهاني مي‌نويسد:
«در كشـور مـا، جـا بــراي كسي به جز
يهوديان نيست؛ ما به اعراب خواهيم گفت: «بيرون!» اگر موافق نباشند يا مقاومت كنند، ما آنان را بيرون خواهيم كرد.»
اين ادعا در حالي صورت مي‌گيرد كه پس از بيست سال فعاليت صهيونيزم سياسي براي «بازگشت»، بيانيه بالفور در سال (1917 م.) به تصويب رسيد. عده فراواني از يهوديان روسيه، لهستان و رماني در قبل و بعد از اين تاريخ گريختند و به سرزمين فسلطيني وارد شدند. طبق سرشماري انگليسي‌ها در 31 دسمبر 1922م، تعداد 757000 نفر در سرزمين فلسطين ساكن بوده‌اند كه از اين عده 663000 عرب و 83000 يهودي بوده‌اند؛ به عبارتي 88 درصد عرب و 11 درصد يهودي.
«هرتزل» پس از تلاش‌هاي فراوان، در نهايت توانست حمايت رسمي انگلستان را جلب كند؛ اين حمايت در قالب «اعلامية بالفور» كه در دوم نوامبر 1917م به شكل نامه‌اي از «بالفور»، وزير خارجه انگلستان به «لرد روچيلد» ثروتمند يهودي انگليس صادر شد، تبلور يافت. در «اعلاميه بالفور» آشكارا آمده است:
«دولت شاهنشاهي انگلستان، نظر لطف مخصوصي به تشكيل وطن ملي يهود در فلسطين دارد و در آينده‌اي نزديك، نهايت سعي و كوشش‏اش را در راه رسيدن به اين هدف و تسهيل وسايل آن مبذول خواهد داشت.»


هيله ده كرزي بريالي راستون شوي وي

زلمي

تگول هيگواد وال په ديگ تمه دي، چيگ كگونديگ حامد كرزي او ورسره ملكگري پلاوي به ييگ له پاكستاني چارواكيو سره په افغانستان كيگ د تر هكگرو بريدونو د بندولو په هكله غو خگيگ خبريگ كؤي وي او د پاكستان حكومت به يي ديگ ته اؤكؤي وي چيگ ياتر هكگر له حگانه لريگ كؤي او يا د تر هكگرو په اؤه د هغه هيگواد دريحگ مالوم كؤي.
هسيگ خو هم په ديگ اؤه شگاغلي كرزي خگو خگو حگله له پاكستاني چارواكيو سره ليدنه كؤيگ وه، خو له بده مرغه، چيگ د پاكستان دولت په هره يوه پريكؤه هيخگ كله نه دي حگليگدلي، له افغان پلاوي سره ييگ هر حگل ژمنه كؤي، چيگ له تر هكگرو سره به په پوره توكگه مبارزه كوي او په دغه مبارزه كيگ به ريشگتيني وي، خو پاكستان په دغه ژمنه كيگ ريشگتيني نه دي حگليگدلي او په شگكاره او پتگه توكگه ييگ د افغانستان د ثبات، امنيت او ملي كگتگو پروؤانديگ، تر هكگر روزلي دي، په وسلوا وپيسو ييگ سمبال كؤي، او د حگانمركگو بريدونو لپاره ييگ پرشاتگپولي او اّن تردي، چيگ د بريدونو لاريگ او كگو دريگ ييگ ورته په كگوتو كؤيگ دي، هغه مخور په وينو رنكگ كؤي هغه انجينر و وژنيگ چي په افغانسان كيگ د بيا رغاونيگ پر چارو لكگيادي او اّن ترديگ، چيگ شگوونكي و وژني او شگو ونحگيوته او رواچوي. خو اوس هيگواد وال پر هر خگه پو هيگدلي او په پوره بنگه خپل دوست او دشگمن پيگژني.
له ديگ سره سره په ديگ وروستيو كيگ كگنگ شميگر داسيگ تر هكگرو ونيول شول، چيگ په خپله خو له ييگ په داكگه كؤه، چيگ موإ د پاكستان حكومت د دغه راز بريدونو لپاره هخگولي او لاريگ كگو دريگ راشگيي.
بل اؤخ ته خگه موده وؤانديگ د هلمند ولايت كگنگ شميگر استازي كابل ته راغلل او له شگاغلي كرزي سره ييگ په مخامخ خبروكيگ د ترهكگرو بريدونو او له پاكستان سره د نيگغ په نيگغه خبرو او د هغه حكومت د دريحگ د مالومولو خبريگ وكؤيگ.
دا غوشگتنيگ نه يوازيگ د هلمند د خلكو ويگ بلكيگ تگول هيگواد وال په كلكه د ترهكگرو له منحگه وؤل غواؤي او ديگ ته ستركگيگ پر لاره دي، چيگ شگاغلي كرزي به په ريشگتيني توكگه له پاكستاني چارواكيو سره خبريگ كؤي وي او دي ته به ييگ اؤكؤي وي، چيگ ترهكگر له حگانه بيگكگانه كؤي او له ملاتؤه ييگ لاس واخلي. كرزي هم دا حگل په كلك هو أ پاكستان ته تللي و تر خگو له هغه هيگواد سره نيغ په نيگغه په ديگ اؤه خبريگ وكؤي. او تربل هر خگه أيگر هيگواد وال امنيت غواؤي او د امنيت تگينكگشگت په اؤه د شگاغلي كرزي د وروستيو مثبتو لاسته راوؤنو په تمه دي.
هيله ده پاكستان هم په ديگ هكله خپل دريحگ په أاكگه كؤي وي، حگكه تل ييگ ويلي، چيگ د ترهكگرو پروؤانديگ له نؤيواليگ تگولنيگ سره ملاتؤي دي، خو په حقيقت كيگ ييگ داسيگ نه دي كؤي. كه پاكستان د تر هكگرو د مقابليگ حگواك نه لري، نو له نؤيواليگ تگولني خگخه ديگ مرسته و غواؤي حگكه نؤيواليگ تگولني هم تر هر خگه وؤانديگ د ترهكگرو د له منحگه وؤلو لپاره متگيگ بأوهليگ دي.
تگول هيگواد وال په ديگ تمه دي، چيگ حامد كرزي له دغه سفر خگخه بريالي راستون شوي وي.

.

       ----- Copyright © 2006 Rahenejatdaily.com All right reserved ------