خانواده‌امروز/ دیتا/ جوانه‌ها/ اشپلاق/ آرشیو

www.rahenejatdaily.com

این صفحه را برای دوستان خود بفرستید

چاپ صفحه




از آواز خوانی تا هنر
سید محمد امین عالمی
قسمت دوم
چنانچه گفته شد یکی از عوامل رکود هنری ـ فرهنگی، عدم موجودیت اداره‌ای ثابت است که در زمینه‌ی تحولات و بازبینی آثار مربوط، تحقیق و تلاش نموده و بر آن باشد که به هنر بال و پر داده و به سوی نقطه‌ا‌ی مثبت هدایتش نماید.
متأسفانه این مشکل بزرگ، همانند دیگر مشکلات دامنگیر جامعه و حکومت ما شده است ولی راه‌هایی برای برون‌رفت از آن نیز موجود است که می‌تواند به این روند سرعت تکاملی بخشیده و در مسیری درست، آن را به حرکت بیندازد تا کم‌کم برای سیری صعودی آمادگی کامل داشته باشد. این موضوع روشن است که در پیشبرد هر امری، قبل از هر چیز به دست آوردن توانایی مدیریت آن در اولویت قرار دارد که در زمینه هنر موسیقی نیز این مسئله صدق می‌کند. با صراحت می‌توان گفت که علی‌رغم موجودیت افراد کاردان، موسیقی امروزی به طور غیرمستقیم از جانب عده‌ای اداره می‌شود که درایت و خودباوری کامل را نداشته و نه تنها نمی‌توانند کاری از پیش ببرند، بلکه مایه‌ی به انزوا کشانیده شدن و مسخره جلوه نمودن موسیقی اصیل افغانی شده‌اند که کنسرت‌های بی‌ارتباط به فرهنگ و سنن ما ثبوتی است بر ادعای فوق. به طور نمونه می‌توان به برنامه ستاره افغان که تا چندی پیش از تلویزیون طلوع منتشر می‌شد، اشاره نمود که عدم مهارت و داشتن دانش هنری در اکثر به اصطلاح «آهنگ»های این برنامه کاملاً واضح بود. در این جا اگر هدف، جلب و جذب مردم، خصوصاً به هنر موسیقی، بوده است فراموش نباید کرد که برای جلب به هدف باید از اندوخته‌هایی نیز برخوردار باشیم تا بتوانیم با استفاده از آن، با اطمینان کامل برای تحقق بخشیدن هدف‌مان گام برداریم. در واقع نباید مسیری را انتخاب کرد که در وسط راه گمراه شده و حتی فراموش کنیم که به دنبال چه چیزی هستیم. در برنامه‌ی ستاره افغان، می‌دیدیم که جوانان اشتراک‌کننده، اکثراً می‌خواستند توسط ژست و ادا و حرکات ناموزون توجه مردم را جلب کنند و روی خود آهنگ، کمتر تمرکز نمایند که باعث شده است تا آهنگ‌های مختلط که فاقد کشش و جذبه‌ی هنری می‌باشند، بیشتر از پیش در موسیقی ما راه پیدا کند. موارد بالا و کاستی‌های به وجود آمده‌ی تحت تأثیر آن، همه حاکی از این است که روند پیشرفت موسیقی افغانستان تا حد زیادی به طور آماتور بوده و اداره‌ی ثابتی وجود ندارد تا این کاستی‌ها را برطرف نموده و موسیقی را به معنای واقعی آن تفسیر بنماید و یا اگر اداره‌ای هم موجود است، اداره‌ای است که خود دچار سردرگمی شده و راه برون‌رفت از این معضله را نمی‌تواند پیدا کند. چه رسد به آن که موسیقی و تحولات به وجود آمده در موسیقی کشورمان را محققانه تحت‌نظر گرفته و در جهت رشد و غنامندی هر چه بیشتر آن تلاش نمایند. به هر حال، امید است تا ادارات مسئول، بعد از این همت به خرج داده و موسیقی کشور ما را از حالت رکود و ورشکستگی نجات بدهند.

بازگشت به صفحه قبلی