
بایزید و طواف کعبه
مولانا بلخی
(یکشنبه،
1385/2/17 ـ 4:30)
بایزید بسطامی، آن شیخ امت برای ادای حج و عمره به سوی مکه میرفت.
سوی مکه شیخ ات بایزید
از برای حج و عمره میدوید
او به هر شهر و بارکه میرسید، ابتدا صاحبان بصیرت آن جا را ملاقات میکرد و بدین باور بود که هر کس به قصد دریافت گندم، دانه بر زمین ریزد، کاه نیز به تبع خواهد دروید و اگر کاه بکارد، گندم برنخواهد داشت.
او به هر شهری که رفتی از نخست
مر عزیزان را بکردی باز جست
گرد میگشتی که اندر شهر کیست>
کو بر ارکان بصیرت متکیست
گفت حقاند و سفر هر جا روی
باید اول طالب مردی شوی
هر که کار و قصد گندم باشدش
کاه خود اندر تبع میآیدش
که بکاری برنیاید گندمی
مردمی جو مردمی جو، مردمی
آری چون وقت حج رسید قصد کعبه کردن مکه نیز خواهد گشت آنچنان که قصد رسول اکرم(ص) در معراج دیدار دوست بود به تبع آن عرش و ملایک نیز به عرض ایشان رسید.
قصد کعبه کن چون وقت حج بود
چون که رفتی مکه هم دیده شود
قصد در معراج، دیدن دوست بود
در تبع عرش و ملایک هم نمود
|