اوضاع امنیتی هنوز قمر در عقرب است
?
محمدرضا فیاض
(شنبه > 1385/12/12
> 16:00)
در رشد و پیشرفت در جامعهای، محیط امن و این که هر فرد این آرامش را داشته باشد که وی از یک امنیت همهجانبهی سیاسی، نظامی و اجتماعی برخوردار است، از اهمیت ویژهای برخوردار است. و در کنار سایر موارد دخیل در پیشرفت و ترقی یک ممکلت، امنیت نیز یکی از ارکان اساسی توسعهی جامعه به حساب میآید.
اگر نگاهی گذرا به کشورهای توسعهیافته و یا در حال توسعهی جهان بیندازیم، میبینیم که تمامی کشورهایی که در راستای پیشرفت و نایل آمدن به دستاوردهای جدید به جایی رسیدهاند، از یک وضعیت خوب امنیت، چه امنیت نظامی، چه امنیت سیاسی و چه امنیت اجتماعی برخوردار بودهاند و از تمامی پتانسیلهای جامعه برای ایجاد، بهبود و حفاظت از امنیت و حریم شخصی و اجتماعی افراد جامعه حداکثر استفاده صورت گرفته است.
افغانستان نیز بعد از پشت سر گذاشتن حدود 25 سال آشوب و ناآرامی، سعی دارد تا خود را از بین تمام مشکلات گریبانگیرش برهاند و سیر صعودی به سوی آرمانها و جامعهای که اکثر مردم آن را حتی در خواب هم نمیبینند، داشته باشد.
البته با فعالیتهای فعلی مسئولین بعید است!
هنگامی که پا به محافلی بگذاریم که موضوع مورد بحث، افغانستان و چالشهای موجود در آن است، به عنوان اولین مشکل در افغانستان از سکتور «امنیت» و کاستیهای گریبانگیر آن یاد میشود.
یکی از اهداف عالیه و بلندمدت افغانستان، ایجاد یک اقتصاد پیشرفته با ایجاد زمینهی سرمایهگذاریهای داخلی و خارجی سکتور خصوصی در کشور است. اما متأسفانه هرگاه از فعالین عرصههای سیاسی و اقتصادی کشور و متشبثین سکتور خصوصی در مورد عدم رشد سرمایهگذاریها در کشور سوال میکنیم، در پاسخ، شرایط بد امنیتی و معضلات مربوط به سکتور امنیت را اصلیترین مانع بر سر راه سرمایهگذاریها در افغانستان به عنوان بازاری نوپا، عنوان میکنند.
از کارشناسان اقتصادی کشور، محمد شریف روشن احمدزی، معاون اداری آیسا، نقش امنیت در رشد سرمایهگذاریها را بسیار ارزنده و حیاتی عنوان میکند و با اذعان بر این که وقتی امنیت نباشد، اقتصاد رشد نمیکند، تأثیر بدامنی را فقط تأثیرگذار روی سرمایهگذاریهای خارجی میداند ولی در مورد سرمایهگذاریهای داخلی میگوید: «وقتی گراف سرمایهگذاری در افغانستان را بررسی کنیم، با وجود چالشهای امنیتی موجود، سرمایهگذاریهای داخلی سیر صعودی خوبی داشتهاند.»
وی، این چالشهای امنیتی را در کشوری که 25 سال جنگ و ناآرامی را پشت سر گذاشته و فعلاً هم با تروریزم بینالمللی مواجه است، عادی خوانده و در ادامه ابراز میدارد که علت نیامدن سرمایهگذاران خارجی به افغانستان، تبلیغات منفی مطبوعات غرب میباشد که اوضاع را بدتر از وضع موجود نشان میدهد.
اما باید گفت، آیا واقعاً سرمایهگذاریهای صورت گرفته در افغانستان رشد کافی و استندرد خود را با توجه به مدت زمان بعد از سقوط رژیم طالبان داشته است و آیا مسئولین طی پنج سال گذشته توانستهاند که امنیت را در حد نسبی ایجاد کنند؟ و آیا مقامات و دولتمردان مسئول به وعدههای خود جامهی عمل پوشاندهاند؟ در پاسخ ناچاریم بگوییم، خیر.
همان طور که میبینیم، با توجه به مدت زمان سپری شده از سقوط طالبان و کمکهای سرازیر شدهی جامعهی جهانی، هنوز امنیت در پایینترین حد خود قرار دارد و هنوز امنیت به آن حد نرسیده است که یک سرمایهدار خارجی، این جرأت را به خود بدهد تا سرمایهی خود را به افغانستان بیاورد. خود شما اگر سرمایهای در دست داشته باشید، کجا را برای سرمایهگذاری انتخاب خواهید کرد، افغانستان یا کشوری مانند چین، تایوان یا امارات متحدهی عربی؟ بدیهی است به کشوری خواهید رفت که حداقل 99 درصد احتمال جنگهای داخلی در آن نیست و از لحاظ امنیت جانی، مالی، شخصیتی و اجتماعی مطمئن هستید.
در مقابل آقای احمدزی، داکتر رمضان بشردوست قرار دارد که معتقد است، یک سرمایهگذار در جایی سرمایهگذاری خواهد کرد که از لحاظ نظامی، سیاسی و اجتماعی در مصونیت و امنیت باشد. و در ادامه در مورد سکتور امنیت در افغانستان، میگوید: «متأسفانه در افغانستان هیچ نوع امنیتی، نه امنیت نظامی، نه سیاسی و نه اجتماعی وجود ندارد.» و در ادامه حتی تصمیم چند روز قبل پارلمان افغانستان مبنی بر توقف خصوصیسازی در کشور را یکی از مصادیق بیامنیتی در کشور عنوان میدارد.
آری، اگر نگاهی منطقی به اوضاع نابسامان امنیتی کشور داشته باشیم، خواهیم دید که با وجود اختصاص بالاترین بودجه از سوی دولت به سکتور امنیت و کمکهای اعطا شده از سوی جامعهی جهانی به ارگانهای امنیتی کشور، کماکان واقعات امنیتی و حملات انجام شده توسط مخالفین کم نشده هیچ بلکه در بسیاری موارد افزایش یافته است.
به عنوان مثال سقوط ولسوالی موسیقلعهی ولایت هلمند و به دنبال آن تصرف چند ساعتهی ولسوالی بکوای ولایت فراه توسط طالبان را میتوان استنادی دانست برای این که دولت هنوز قادر به حفظ حاکمیت خود و امنیت در بسیاری از مناطق نیست. کما این که در کمیسیون امنیت داخلی و امور دفاعی مشرانوجرگه و با تأییید وزارت دفاع عنوان شد که هم اکنون چهار ولسوالی میانشین، موسیقلعه، سنگین و بغران تحت تصرف طالبان هستند. همچنین حملات انتحاری که هر روزه انجام میشوند، خصوصاً حملهی انتحاری در مرکز نظامی قوای بینالمللی در افغانستان یعنی پایگاه نظامی بگرام، همزمان با دیدار دیک چنی و معاون ریاست جمهوری امریکا را میتوان تأییدی بر این موضوع دانست.
در چنین شرایط بد امنیتی چگونه میتوان اقتصاد و سکتور خصوصی را رشد داد؟ راه چیست و چگونه میتوان زمینههای امنیتی را برای انشکاف همهجانبهی کشور و آمدن سرمایهگذاران به کشور، مساعد نمود؟
باز هم، تکرار میکنیم، موضوعی را که بارهای تکرار کردهایم، مشکل اصلی ما نبود ظرفیتها است. به نظر ما و بسیاری از کارشناسان امر، در کشور هیچ نوع مدیریت صحیح و اصولی وجود ندارد و با چنین مدیریت هیچ گاه نخواهیم توانست که امنیت را حتی بهبود ببخشیم و هرگز موفق نخواهیم شد تا سرمایهگذاران را برای آمدن به کشور قانع سازیم.
داکتر بشردوست، عدم دلسوزی، بیتفاوتی، تنبلی و رشوهستانی مسئولین و کارمندان ارگانهای مختلف کشور را یکی از موانع جدی بر سر راه امنیت میداند و در مورد ادعای مقامات کشور مبنی بر انکشاف و رشد خوب کشور طی پنج سال گذشته، میگوید: «گفتههای آقای کرزی مبنی بر این که، طی پنج سال گذشته، پیشرفتهای خوب و کارهای چشمگیر و تاریخی در کشور صورت گرفته، متدی تبلیغاتی هستند که برای اولین بار توسط استالین و هیتلر، استفاده شد، که خود نوعی خاک به چشم مردم انداختن است.»
وی ادامه میدهد: «هیچ گاه طالبان و مخالفین، سلاح را به زمین نخواهند گذاشت تا وقتی که شاهزادگان جنگی در رأس دولت قرار داشته باشند.»
به عقیدهی کارشناسان، مشکل اساسی دولت، ضعف اداره و نبود ظرفیتهای لازمه در رأس امور میباشند که این معضل، خود معضلات و مشکلات دیگر را به دنبال دارد.
گرچه ازمری بشری، سخنگوی وزارت داخلهی افغانستان، اوضاع امنیتی را در حال رشد میداند و میگوید: «در وزارت داخله که یکی از ارگانهای امنیتی است، ریفورم و اصلاحات در حال جریان است و ما سعی میکنیم که امنیت را بهبود ببخشیم.» اما باید گفت که پنج سال از سقوط طالبان میگذرد ولی اوضاع هنوز قمر در عقرب است، پس تا چه وقت منتظر باشیم تا از برقراری امنیت در سراسر کشور مطمئن شویم؟
|