|
المپیک افغانستان،
عرصه ای افتخارآفرین اما پر از درد!
موسي رفيعزاده
(چهارشنبه > 12 سرطان 1387)
المپیک معمولا در هر کشوری مظهر کار، فعالیت، زحمت کشی و خلاصه رساندن پیام صلح و دوستی به جهانیان است که با استفاده از این سلاح، سیاست مداران و سرمایه گذاران نیز، دست به کارهای بزرگی می زنند.
اما در افغانستان این گونه نیست؛ نه تنها دولت مردان کشور هیچ توجهی به ورزش و جامعه ورزشی ندارند، نه تنها سکتور خصوصی، تجار و قشر سرمایه دار کشور، کم تر به ورزش توجه نشان می دهند، بلکه خود مسئولین مقر ورزش (کمیته ملی المپیک) نیز آن چنان که این عرصه حیاتی نیازمند کار، تلاش و دلسوزی است، فعالیت در خور توجهی انجام نداده اند.
روز گذشته روز جهانی المپیک بود، اگر نگاهی به آن زمان و عصر حاضر داشته باشیم، شاهد تفاوت های چشم گیری در ورزش این دو برهه زمانی خواهیم بود.
تاريخ ورزش و مسابقه هاي ورزشي به 3367 سال پيش باز مي گردد، اما بازي هاي المپيك از یکم جولای سال 776 پيش از ميلاد آغاز شد و به طور منظم تا سال 393 ميلادي كه به فرمان «تئودوسيوس» امپراتور روم ممنوع شد، ادامه يافت. دور جديد بازي هاي المپيك از سال 1896 از سر گرفته شده است.
المپیک معمولا در هر کشوری مظهر کار، فعالیت، زحمت کشی و خلاصه رساندن پیام صلح و دوستی به جهانیان است که با استفاده از این سلاح، سیاست مداران و سرمایه گذاران نیز، دست به کارهای بزرگی می زنند.
اما در افغانستان این گونه نیست؛ نه تنها دولت مردان کشور هیچ توجهی به ورزش و جامعه ورزشی ندارند، نه تنها سکتور خصوصی، تجار و قشر سرمایه دار کشور، کم تر به ورزش توجه نشان می دهند، بلکه خود مسئولین مقر ورزش (کمیته ملی المپیک) نیز آن چنان که این عرصه حیاتی نیازمند کار، تلاش و دلسوزی است، فعالیت در خور توجهی انجام نداده اند.
ورزش و کمیته ملی المپیک در افغانستان تنها به نامی برای کسب شهرت تعدادی از آقایانی تبدیل شده که در رأس ورزش کشور قرار گرفته و یا بهتر بگوییم جای خوش کرده اند، و الا کسی به ورزش روی نمی آورد که بخواهد برای ورزش کاران کشور سهولت ایجاد نموده و مشکلات آنان را از سر راه بردارد.
عده ای محدود هستند که در مقر ورزش در حد تلاش خویش کارهایی انجام داده و می دهند، اما به دلیل مشکلات اداری که این اداره دولتی را نیز رها نکرده و آن را به چالش کشانده، کارایی این افراد نیز یا به چشم نمی آید و یا هم زیر سئوال می رود.
دولت مردان کشور آن طوری که باید و شاید به ورزش و ورزش کار فکر کنند، توجهی به این قشر ندارند، خوب اگر ورزش کاری با سرمایه شخصی خویش در میادین بین المللی و جهانی، افتخارآفرینی کند، به گمان آقایان، وظیفه اش بوده که در قبال بیرق و نام افغانستان انجام داده اند.
اما وقتی نام و سخنی از کمک و یا رفع مشکل جامعه ورزش و همین افتخارآفرینان به میان می آید، که به نوعی وظیفه همان بزرگان عرصه سیاست و ورزش کشور می باشد، یا بودجه نداریم، یا جامعه جهانی برای ورزش بودجه کمی در نظر گرفته، یا مشکلات مهم تری نسبت به ورزش داریم، یا اصلا گوشی برای شنیدن، چشمی برای دیدن و مفکوره ای برای درک مشکلات این افتخارآفرینان موجود نیست.
سکتور خصوصی هم که به دنبال جیب خود هستند و جالب این که طاقت ندارند جیب شان در مدت طولانی پر شود و می خواهند یک شبه، ره صدساله بروند و کلی پول و سرمایه به دست آورند.
پس چرا روی ورزشی سرمایه گذاری کنند که نه تنها جیب آنان را در کوتاه مدت پر نمی کند، بلکه امکان دارد با استفاده از پول این افراد فقط عده ای ورزش کار در مسابقات و میادین جهانی افتخار بیافرینند و نام کمایی کنند و در عوض، سر این سرمایه گذاران که به ورزش توجه نشان داده اند، بی کلاه بماند و هیچ کس نامی از آنان نبرد و اینان ناشناخته باقی بمانند.
حال که سرمایه گذاری در ورزش، چنین درد و مشقتی را برای این به اصطلاح سرمایه گذاران افغان به وجود می آورد، چرا آن ها نروند و روی ساخت یک هوتل که حالا دیگر به میدان رقابتی برای سرمایه داران کشور مبدل گشته، سرمایه گذاری نکنند تا هم از رقبای خویش عقب نمانند و هم این که پول و شاید هم به گمان خودشان، نام بزرگی برای خویش دست وپا کنند.
اما نوبت به بزرگان ورزش کشور می رسد، افرادی که بدون شک ورزش کاران زجردیده افغانستان، که دیگر هیچ امیدی به دولت مردان و سرمایه گذاران کشور ندارند، چشم امیدشان برای از بین رفتن مشکلاتی که یکی و یا دوتا هم نیستند، به همین به اصطلاح بزرگان ورزش کشور است.
متاسفانه مسئولین ورزش کشور دست دولت مردان و سرمایه گذاران را در عدم توجه به ورزش، جامعه ورزشی و مشکلات این قشر از پشت بسته اند، وقتی از این مسئولین دلایل عدم رسیده گی به مشکلات را جویا شوید، آن ها معمولا جواب هایی تکراری در اختیارتان قرار می دهند، یا بودجه کم است، یا همان بودجه کم را بدون کدام برنامه خاصی، زودتر از موعد مقرر به مصرف رسانده اند که این موارد، چیزی جز ضعف اداری در کمیته ملی المپیک افغانستان را نشان نمی دهد.
ورزش و ورزش کار در افغانستان با یک دنیا مشکل دست وپنجه نرم می کنند، آن وقت آقایان با خاطری آسوده، پیش رفت ها و افتخارآفرینی ورزش کاران کشور در میادین بین المللی و جهانی را به پای دلسوزی و زحمات خویش می اندازند.
ورزش افغانستان از مدت ها پیش غرق در دریایی از مشکلات است، بزرگ ترین مشکل این قشر افتخارآفرین کشور، همان طور که همه می دانند و البته مسئولین ورزش نیز، بارها به عنوان بهانه ای برای کم کاری های خویش از آن استفاده نمو ده اند، کمبود بودجه است.
بودجه ای که دولت برای کل ورزش افغانستان در یک سال اختصاص می دهد، بسیار کم تر از بودجه ای است که کشورهای نه چندان مطرح عرصه ورزش، برای یک ماه ورزش کاران خویش تخصیص می دهند.
در هر صورت دولت مردان، سرمایه گذاران و مسئولین ورزش کشور باید برای پیش رفت ورزش و از بین بردن مشکلات ورزش با هم به رقابتی سالم بپردازند تا هم مشکلات این عرصه افتخارآفرین کشور از سر راه برداشته شود تا به آینده ورزش
امید داشت و هم این که ورزش کاران کشور از کم کاری و بی توجهی این مسئولان بلندرتبه کشور ننالند.
|
بازگشت به صفحه قبلی
|
|