|
با وجود اختلافات جدي ميان اسلام آباد و كابل،
جنگ عليه تروريسم
به كجا ختم ميشود؟
(چهارشنبه > 12 سرطان 1387)
گروه سياسي/ ايسنا: در سه حادثه اخير در پاكستان 11 سرباز اين كشور و 10 شبه نظامي ديگر در حمله هوايي تحت امر آمريكا كشته شدند. اوضاع به شدت متشنج شد و مقامات پاكستان به شدت از اين اقدام آمريكا انتقاد كردند. همچنين در ديگر حادثه مهم اخير افغانستان در حمله نيروهاي طالبان به زنداني در شهر قندهار حدود 1000 زنداني شامل صدها شبه نظامي طالبان از اين زندان فرار كردند. مقامات آمريكايي معتقدند كه نيروهاي طالبان و القاعده بار ديگر شروع به انجام عمليات هاي گسترده كرده اند.
سايت اينترنتي گلف نيوز در گزارشي نوشته است: «حامد كرزي، رييس جمهور افغانستان در اظهار نظري تهديد كرده است كه براي مقابله با نيروهاي طالبان به پاكستان لشگركشي مي كند، اين در حالي است كه پاكستان به شدت اين اظهارات كرزي را محكوم كرده است.
جورج بوش، رييس جمهور آمريكا نيز به دليل وخامت اوضاع قول داد كه بين كابل و اسلام آباد ميانجي گري كند.
بوش از رهبران دو كشور خواسته تا از طريق مذاكره مانع تشديد بحران شده و با شراكت در اطلاعات يكديگر، با قدرت بيشتري مقابل رهبران طالبان ايستاده گي كنند.
بوش گفت: زمينه هاي مشترك بسياري براي همكاري دو كشور وجود دارد و اين به سود هيچ كس نيست كه نيروهاي شبه نظامي افراطي پناهگاه امني به دست آورند كه از طريق آن حملات خود را سازمان دهي و اجرا كنند.
آمريكا معتقد است كه تنش ميان اسلام آباد ـ كابل سركوب افراطيون در دو كشور را كند مي كند و به نيروهاي طالبان و القاعده اجازه مي دهد تا تجديد قوا كنند. به همين جهت واشنگتن درصدد است تا با هر وسيله اي هماهنگي ميان كابل ـ اسلام آباد را احيا كند.»
اين گزارش مي افزايد: «جورج بوش در پاسخ به سوال خبرنگاري در مورد تهديد هاي كرزي از دادن پاسخ صريح امتناع كرد، اما گفت نگراني هاي كرزي را به خوبي درك مي كند.
كارشناسان معتقدند كه مجامع بين المللي و بازيگران جنگ افغانستان، اختلاف كابل ـ اسلام آباد را جدي گرفته اند. به گفته آن ها تضاد دولت هاي افغانستان و پاكستان بخشي از واقعيت جنگ هفت ساله آمريكا است، اما تا قبل از وقوع حمله بزرگ طالبان به زندان قندهارهيچ كس آن را جدي نمي گرفت. بعد از اين حادثه براي نخستين مرتبه كابل با زبان تهديد نظامي با همسايه اش سخن گفت.
آمريكا در تعقيب نيروهاي طالبان كه پس از انجام عمليات در خاك افغانستان به آن سوي مرز ها مي گريزند، در يك سال اخير بارها حريم مرزهاي پاكستان را شكسته و با ورود به خاك اين كشور اهداف منصوب به طالبان را در خاك پاكستان هدف قرار داده است. اكنون مقامات ارشد آمريكا معتقدند كه اسلام آباد اقدامات كافي و جدي براي ريشه كني طالبان و القاعده انجام نمي دهد و نظاميان آمريكا بايد در پاكستان وارد عمل شوند.
تنش ميان اسلام آباد ـ كابل در حالي به وجود آمده است كه پرويز مشرف، رييس جمهور پاكستان و متحد اصلي آمريكا در جنگ با ترور پس از استعفا از سمت رييس ارتش و از دست دادن دوستان خود در پارلمان پس از انتخابات فبروري گذشته به نوعي در فضاي سياسي پاكستان منزوي شده است و با بحران جدي روبه رو شده است كه به گفته كارشناسان، پاكستان را فلج كرده است. آمريكا نيز كه اميد هايش را به مشرف از دست داده، قصد دارد خود وارد عمل شود و نيروهاي طالبان را در خاك پاكستان از بين ببرد.
مقامات افغانستان پشت فعاليت هاي طالبان دست افسران كار كشته اطلاعات پاكستان را مي بينند. اگر اين موضوع به صورت يك گلايه محرمانه قبلا در ديدارهاي حامد كرزي با طرف هاي آمريكايي مطرح مي شد، اكنون مبناي يك جنگ سرد ميان دو همسايه شده است.»
گلف نيوز افزوده است: «آن چه به عنوان موج فزاينده بدبيني در رابط كرزي و مشرف مشاهده مي شود، بازتاب عمليات هاي تعقيب و گريزي است كه شبه نظاميان در ايالت هاي مرزي دو كشور انجام مي دهند.
مقامات پاكستان معتقدند كه نيروهاي افغان با پشتيباني نيروهاي ناتو قصد دارند وارد پاكستان شوند. اسلام آباد بايد بداند كه اكنون بخشي از جنگ افغانستان است و روزي نيست كه مردم اين كشور خبر حمله و تهاجم طياره هاي آمريكا و ناتو يا تعرض شبه نظاميان را نشنوند.
تحليل گران معتقدند كه پشت تهديدهاي كرزي عليه پاكستان، بيشتر نوعي تاكتيك فشار بر دولت اسلام آباد وجود دارد.
اين تحليل گران مي گويند آن چه كرزي بيان كرده، تكرار پيشنهادهايي است كه مقامات ناتو و نيروهاي آمريكايي در گذشته مطرح كرده اند و در كل ارتش افغانستان نمي تواند مستقل از فرماندهي ناتو و آمريكا عمل كند. به نظر مي آيد كه كرزي در تهديدهاي اخير خود از طرف ناتو و ارتش آمريكا سخن گفته است.
برخي ديگر از تحليل گران نيز علت حمله لفظي كرزي به پاكستان را فقدان ارتباطات و گفت وگوهاي درست ميان دولت هاي دو كشور مي دانند.
از هنگامي كه پاكستان جنگ با تروريسم را به همراه آمريكا كرده است، 80 هزار تا 100 هزار سرباز را در مرز با افغانستان مستقر كرده است. مناطق مرزي اين كشور با افغانستان بسيار گسترده و نفوذپذير هستند و تلاش مشرف نيز در 8 سال براي مهار نظامي مناطق قبيله نشين در اين كشور راه به جايي نبرده است و به همين دليل دولت يوسف رضا گيلاني، نخست وزير پاكستان راه مصالحه و تعامل را با گروه هاي شبه نظامي در پيش گرفته است.
پاكستان و افغانستان در حالي يكديگر را به عدم انجام اقدامات كافي عليه افراطيون متهم مي كنند كه شبه نظاميان طالبان و القاعده به خوبي مي توانند از اين تنش و فرصت به وجود آمده براي ترتيب دادن حملات گسترده تر سود ببرند.
بي ثباتي ها ميان مرز افغانستان ـ پاكستان پيش از اين دامنه ناآرامي ها را تا كابل پيش برد و اكنون به نظرمي آيد در حال بي ثبات سازي ساير مناطق پاكستان به ويژه به هم ريختن دوستي و شراكت ميان اين دو كشور همسايه است. به گفته مقامات پاكستان نيروهاي نظامي اين كشور در مرز ميان افغانستان ـ پاكستان مستقر شده اند، اما به گفته كارشناسان اين نيروها كارآيي لازم را ندارند.
پس از تهديد اخير كرزي، نخست وزير پاكستان با موضع گيري كليشه اي در قبال تهديد هاي رييس جمهور افغانستان، واكنش نشان داد. او تنها تاكيد كرد كه پاكستان اجازه هيچ گونه مداخله خارجي را نخواهد داد، اما با توجه به اين كه اين جمله تكراري بارها در واكنش به عمليات هاي آمريكا در داخل پاكستان اعلام شده و هيچ پي آمدي در پي نداشته، اظهارات گيلاني نيز چندان جدي نمي باشد.
اما شاه محمود قريشي، وزير امور خارجه پاكستان پس از احضار انور انورزي، سفير افغانستان در اسلام آباد و ابلاغ شديد اللحن ترين مراتب اعتراض ديپلوماتيك به وي، بيانيه اي منتشر كرد كه در آن اظهارات كرزي را غيرمسئولانه توصيف كرد.
نكته مهم ديگر در پي آمد سياسي جنگ عليه تروريسم اين است كه هر دو متحد آمريكا كه ماموريت آرام سازي اين مرز پر تنش را دارند، اكنون دست به گريبان يك نزاع حزبي با رقباي خود هستند.
مشرف در آستانه استيضاح قرار دارد و مجامع بين المللي نيز از كرزي رضايت ندارند. حال اين سوال مطرح است كه آيا در صورت نبود كرزي و مشرف، آمريكا دو متحد اصلي خود در جنگ عليه تروريسم را از دست مي دهد و يا آمريكا مي تواند بر روي مقامات ديگري از دو كشور براي مقابله جدي با طالبان و القاعده حساب باز كند؟»
در انتهاي اين گزارش آمده است: «بوش نيز كه چند ماهي به پايان دوره رياست جمهوري اش باقي مانده است، تلاش مي كند تا پيش از كناره گيري از قدرت، دست آورد عظيمي را در مبارزه با تروريسم كسب كند، اما به نظر مي رسد با توجه به تنش ميان اسلام آباد ـ كابل، عدم انجام اقدامات كافي از طرف دولت پاكستان و تجديد قواي افراطيون، وي در اين راستا نيز هم چون ديگر سياست هايش ناكام بماند.
آن چه مسلم است اين موضوع مي باشد كه مجامع بين المللي بيش از پيش بايد به ريشه كني طالبان و القاعده اقدام كنند و به اين موضوع اذعان داشته باشند كه اين شبه نظاميان به رغم نداشتن تجهيزات نظامي از پس نيروهاي اتئلافي افغان و پاكستان بر آمده اند.
به گفته كارشناسان پس از كناره گيري بوش و به كار آمدن دولت جديد آمريكا، مناسبات ميان اسلام آباد ـ واشنگتن دست خوش تغيير مي شود و حال بايد ديد كه جنگ عليه تروريسم به سركرده گي آمريكا در پاكستان و افغانستان به كجا ختم مي شود و آيا پايان خوشي همراه خواهد داشت و يا دنيا هم چنان بايد از افراطي گري طالبان و القاعده رنج ببرد.»
|
بازگشت به صفحه قبلی
|
|