|
گویا وزیر معارف
شوخی کرده بود!
محمدجان الفت
(پنج شنبه > 13 سرطان 1387)
در روزهای قبل از حساب دهی حکومت به ملت که وضعیت آن پروسه نیز به همه گان معلوم است، وزیر محترم معارف در پارلمان گفته بود که امسال به ده ها هزار معلم نیاز داریم و در صورتی که معلمان مسلکی به وزارت معارف مراجعه نمایند، آنان را در ظرف 24 ساعت مقرر نموده و به وظیفه شان می فرستیم.
این حرف ها، مانند حرف های دیگر وزیر که گفته بود امسال معاش معلمان را تا 25 هزار افغانی افزایش می دهیم، باد و هوایی بود که برای شوخی و گذر از پروسه حساب دهی مطرح شد و امروزه وقتی در ساحه عمل به آن گفته ها نظر می اندازیم، می فهمیم که در این مملکت همه چیز به شوخی گرفته می شود، حتا معلم و معارف.
این شوخی تنها از وزارت معارف نیست بلکه سر تا پای این دولت را شوخی تشکیل داده و به همین دلیل طی شش سال گذشته کاری چشم گیری انجام نشده مگر این که روزگار مردم خراب تر، و اوضاع امنیتی روز به روز وخیم تر شود.
اگر وزیر محترم معارف شوخی نکرده است، پس کجاست آن وعده های چرب و نرمی که برای معلمان و معارف می داد؟ اکنون در ریاست معارف شهر کابل، روزانه صدها نفر انتظار مکتوب تقرری شان را می کشند اما تنها کسانی کارشان پیش رفت دارد که با مسئولین آن ریاست روابط «خاله زاده گی» داشته باشند و یا هم با مشاورین وزیر محترم و سکرتر رییس معارف پیوند داشته باشند.
مردمانی که در آن ریاست به هوای تقرری در ظرف 24 ساعت آمده اند، اکنون چهار ماه از اقدام شان می گذرد ولی کارشان معلوم نیست که می شود یا خیر. تعدادی از زنان و مردانی که پیش این ریاست در آفتاب سوزان از صبح تا بعد از ظهر انتظار مکتوب و یا حداقل نتیجه مثبت یا منفی کارشان را می کشند، پس از ماه ها انتظاری می بینند که ورقه عریضه و دوسیه سوانح شان ناپدید است، زیرا وقتی کار خاله زاده های مسئولین آن ریاست پیش رود، ورقه های مردم دیگر باید ناپدید شوند.
بازدیدی که توسط گروه اجتماعی راه نجات از آن ریاست صورت گرفته است، نشان می دهد که وزارت معارف نه تنها در پیاده نمودن قانون، زیر صفر قرار دارد بلکه خودشان نیز از قانون ماموریت و انجام کار مراجعین چیزی نمی فهمند.
ده ها نفر از پشت کلکین های تنگ این ریاست خود را پیش می کنند تا شاید حرفی بزنند اما مامورين، به حرف هیچ کدام گوش نمی دهند و به اجبار خودشان را به کری می زنند؛ آن وقت، مردمانی که چندین ماه انتظار کشیده اند، چه کنند و با کی سخن بگویند؟ اگر وزیر محترم روزی به لباس مردم عادی از این ریاست سر بزند، بد نیست تا بداند که زیر دستانش چه می کنند و مردم دچار چه مشکلی اند.
وعده های چرب و نرم اتمر با وضعیت موجود معارف اصلا سازگاری نداشته و معلمان به جای این که در مدت 24 ساعت مقرر شوند، چهارماه بی سرنوشت و بازمانده از روزگار، پیش ریاست معارف انتظار کشیده اند و آخرش هم معلوم نیست که سرنوشت و فساد موجود، آنان را تا چه اندازه بدبخت خواهند کرد.
در حالی که چند روزی از امتحان چهار و نیم ماهه مکاتب می گذرد، مکاتب هنوز دچار کمبود معلم است اما سوانح معلمان در زیر میزهای ریاست معارف سرگردان و بی کس می گردند و آن وقت وزیر معارف می گوید که معلم نیست.
بر اساس بازدید گروه اجتماعی راه نجات از ریاست معارف شهر کابل، مردمانی که در آن جا انتظار می کشند، معمولا سه ماه یا چهار ماه در انتظار ورقه های عریضه شان نشسته اند و تعدادی نیز از روزگار سیرآمده و خواستار بازپس گیری اسنادشان شده بودند که متاسفانه این کار نیز بدون واسطه میسر نبود.
پیر مردی که با دو دختر جوان سرگردان در صحن حویلی قدم می زد به خبرنگار گروه اجتماعی راه نجات گفته است: از دو ماه بدین سو سرگردانیم، هر روز به اين ها می گویند که فردا بیا و این آمدن و رفتن ها آن ها را خسته ساخته و امروز خودم با آن ها آمده ام تا به مشکلات شان پی ببرم اما تا هنوز موفق نشده ام که بدانم آیا کار آن ها پیش خواهد رفت یا خیر. وی همچنان با عصبانیت گفت: به من هم می گویند، برو فردا بیا.
در اخیر باید گفت که فساد موجود در معارف، نه تنها باعث خسته گی مردم از معارف و مصرف پول های هنفگتی توسط مردم در رفت و آمدها از راه های دور خواهد شد، بلکه اگر به وضعیت رسیده گی نشود، باید فاتحه قانون را در معارف خواند.
وزیر محترم معارف باید در قسمت نظارت بر شعبات معارف در شهر کابل، هم از شعبه وزارت محترم در افشار و هم از ریاست معارف شهر کابل در کارته چهار، بسیار فعالانه عمل نموده و از این بیش تر در آزار و اذیت مردم راضی نباشد.
|
بازگشت به صفحه قبلی
|
|